استاد معین تند دست

اصول نواختن و تربیت حرفه ای نوازندگی

تكنيكهاي علمي و عملي تمرين موسيقي

حتما شنيده ايد كسي 10 سال است كلاس مي رود و هرروز هم مي تمرين مي كند ولي اصلا سازش شنيدني نيست . چه اتفاقي افتاده كه او تمرين كرده ولي پيشرفت نكرده است؟ با تمرين صحيح است كه پيشرفت حاصل مي شود و شيوه درست تمرين مبتني بر اصول و قواعدي است كه پيروي از آنها متضمن افزايش بهره وري مي گردد.

پيش نياز هاي عمومي و نكات قبل از تمرين

آمادگي جسم و روان

يك نوازنده هميشه بايد عضلاتش آمادگي تمرين و اجرا براي چند ساعت متوالي را داشته باشد. اين كار مستلزم داشتن بدني ورزيده مي باشد و براي اين منظور ورزش جزيي الزامي از كار موسيقي است (البته موسيقي جدي كه تكنيك قابل قبول و سرعت از آيتمهاي آن مي باشد ) همچنين نحوه تمرين بايد به گونه اي باشد كه توانایی يك عمر نوازندگي را به دنبال داشته باشد. بعضي ورزشها و حركات ممكن است براي يك ورزشكار مناسب باشد ولي مي تواند براي يك نوازنده آسيب رسان باشد. حركات ورزشي نامناسب و نيز تمرين موسيقي بد و نادرست به مفاصل فشار مي آورد و حتي ممكن است باعث بد شكل شدن انگشتان شود و يا بيماريهاي مزمن نوازندگي را به وجود آورد به نحوي كه ديگر نتوان ساز نواخت.

يك موسيقيدان علاوه بر داشتن بدني ورزيده بايد از نظر رواني داراي فكري آزاد و راحت باشد. زماني كه برای تمرین موسیقی به اتاق مي رويم بايد در را به روي كل دنيا ببنديم. با تمرينات مديتيشن و ريلكسيشن و خود هيپنوتيزم مي توانيم از نظر رواني ذهن خودمان را از مشكلات پيرامون منفك كنيم و خودمان را آماده تمرين و يا اجرا بنماييم.

تغذيه مناسب

چه غذاهايي قبل از تمرين يا كنسرت بايد بخوريم و چه غذاهايي نخوريم ؟

قبل از تمرين ماست نبايد خورد زيرا به علت دارا بودن اسید لاکتیک باعث شلي عضلات مي شود همچنين الكل ،نیکوتین ،مواد مخدر ویاهرچيزي كه سطح هوشياري و تمركز را پايين بياورد.( هرچند ممكن است ابتدا به صورت مقطعي باعث افزايش هوشياري گردد)

مصرف پروتين ، عسل ، ژله ، ميوه جات ، شير و ماست (درطول روز و نه قبل از اجرا) ، پاچه گوسفند . (گوشت گوسفند هم بهتر از گوشت گوساله است زيرا گوشت گوساله طبع سرد دارد و باعث خمودي مي گردد.) مي تواند به عملكرد بهتر مفاصل و انرژي افزايي كمك كند.

نكته: قبل از تمرين دستها را با آب گرم يا روغن بچه ماساژ ميدهيم. با دست سرد هيچ وقت ساز نزنيم زيرا به عظلات آسيب مي رساند. همچنين در جایی هم كه دستمان گرم نيست هيچ گاه قطعات تكنيكي نزنيم.

نكته : يك دفتر درست مي كنيم تحت عنوان دفتر تمرين روزانه . اين كار تاثير خوبي در ادامه كار دارد حتي اگر نام دفتر را روی جلد خوش خط تر بنويسيم يعني كار را جدي تر گرفته ایم.

نكته : استفاده از آيينه مي تواند به عنوان يك مربي اشكالات ما را هنگام انجام حركتهاي اضافي دست و بدن نشان دهد.

روش تمرين موسيقي

– اول تمرينات ساده راست و چپ به مدت 5 دقيقه انگار كه اولين روز است كه ساز را شروع كرده ايم.

– بعد تمرين ريز روي سيمهاي مختلف به مدت 10 دقيقه.

-2 دقيقه استراحت. (بهتر است در اين زمان كم كه فرصت دراز كشيدن نيست ، ساز را كنار بگذاريم دستها را رها كنيم و نفس عميق بكشيم از شكم به نحوي كه ريه ها از پايين به بالا از هوا پر شوند و بعد عمل بازدم را به نرمي و آهستگي انجام دهيم. )

زمان استراحت كم و زياد نشود و استراحت كامل باشد (نه تلويزيون نه تلفن …) نقش استراحت ،حتي زماني كه سرشار از انرژي هستيم و بي نياز از استراحت خيلي اهميت دارد زيرا به نظم عادت مي كنيم و ذهن موسيقيدان بايد منظم باشد.

– 10 دقيقه تمرين اتود در گامهاي مختلف ( اگر زمان محدود تري داشتيم ، گام درسي كه قرار است تمرين كنيم را مي زنيم.) فاصله سوم ها و فاصله چهارم ها بعد نتها را سه تا سه تا مي زنيم بعد چهارتايي ها بعد اتود هايي كه پرش دارند و تريل دارند .

– 5دقيقه استراحت كامل ( روي زمين دراز مي كشيم ، چشمها بسته و بدن رها با نفسهاي آرام و عميق)

– مرور درسهاي مهم و مطلب دار گذشته.

– تمرين مطالب جديد. يك چهارم زمان به درس هفته قبل تر اختصاص مي يابد و سه چهارم به درس اين هفته.

– آخر تمرين هم 20 دقيقه يا نيم ساعت با ساز بازي مي كنيم . چيزهايي مي زنيم كه نزده ايم و جاهايي مي رويم كه نرفته ايم. اين كار تفكر واگرا را تقويت مي كند و باعث افزايش خلاقيت مي شود. با اين تجربيات نوازنده صاحب سبك مي شود.

با اين شيوه دستها آسيب نمي بيند و تكنيك توسعه پيدا مي كند.

تقسيم بندي بالا بر مبناي زمان تمرين در روز تقسيم مي كنيم مثلا اگر قرار است دو نوبت و يا بيشتر در روز تمرين بنماييم اين تقسيم بندي را در همه اين وعده هاي تمريني انجام مي دهيم. همچنين زمانهاي فوق را بر مبناي زماني كه در اختيار داريم به دست مي آوريم و تقسيم بندي زماني هر كسي در طول هفته و ماه تغيير پيدا مي كند .

نكته : براي اينكه سيناپس ها در مغز به خوبي تشکیل شوند بايد تمرينهاي روزانه را انجام دهيم. اثر كار مداوم به مراتب بيشتر از تمرينات طولاني و منقطع است.

نكته : در اتاقتان سازتان را جمع نكنيد. به نحوي كه هر زمان كه از كنار آن رد مي شويد بتوانيد به راحتي آن را به دست بگيريد و بنوازيد.

نكته : هرجلسه تمرين بايد كل عمر نوازندگي ما را به تصوير بكشد. اگر از اول قطعات سريع و چهار مضراب بزنيم به دست آسيب مي رساند.

نكته : به موازات تمرين عملي يكي از مواردي كه در پيشرفت نوازندگي تاثير زيادي دارد نقش تخيل در هنگام شنيدن نوازندگي ديگران است.

نوازندگي ديگران را بايد تخيل كنيم . همچنين در جواب آواز . براي اين كار بايد شنيدن حرفه اي موسيقي را ياد بگيريم و تمرين كنيم. بايد يك قطعه موسيقي را هنگام شندن تخيل كنيم. (كتاب جهان هولوگرافيك ترجمه داريوش مهرجويي كتاب مفيدي است براي پي بردن به تاثير بالاي تخيل در پيشرفت عملي كار)

نكته : روزي كه انرژي كافي براي تمرين نداريم چه كنيم؟

جواب يك چيز است : تمرين.

يعني بايد با تمرين حال خوب را فراخوان كنيم و آن را جايگزين حال بدمان كنيم. ابتدا از تمرينهاي ساده شروع كنيم و به تدريج كه حال بهتر مي شود و سطح انرژي بالا مي رود تمرينات را سخت تر كنيم. اين مساله براي ورزش هم صادق است . روزي كه حس ورزش نداريم ، همان روز زمان ورزش كردن است.

اصول نواختن قطعه جديد

ابتدا سركليد ها بررسي مي كنيم . بعد وزن را و بعد نتهاي ميزان را. سپس وزن خواني قطعه به همراه پا زدن. چند بار وزن خواني مي كنيم در اين ميان چيزهايي را از لابه لاي قطعه كشف مي كنيم مثلا اين نت “فا” را من در بالا دسته ندارم و بنابر اين بايد كل جمله را در پايين دسته اجرا كنم. اين نكات را با مداد بر روي كاغذ نت ياداشت ميكنيم. (پاك كن و اتود هميشه و همه جا بايد به همراه نوازنده باشد.) بعد از اين كارها انگشت گذاري ها و مسير نوازنگي را بررسي و تخيل مي نماييم. در واقع ابتدا تخيل مي كنيم بعد ساز مي زنيم . اين روش به مراتب مفيد تر از زماني است كه از همان ابتدا ساز بزنيم.

بهترين كار قبل از مضراب زدن اين است كه ساز را بگيريم و بدون مضراب زدن انگشت گذاري نماييم تا جاهاي مختلف مشخص گردند. وقتي همه چيز واضح شد ، ديگر كاغذ نت غريبه نيست و حكم آدرس آشنا را دارد. حالا نوبت ساز زدن با مضراب است. براي مضراب زدن هم ابتدا با سرعت پايين و كند مي زنيم.

براي عود چون پرده ندارد ابتدا جاي دقيق انگشتها را مشخص مي كنيم تا جلوي فالشي ها رابگيريم بعد يا سرعت پايين مضراب مي زنيم و كم كم سرعت را بالا مي بريم تا به تمپوي لازم برسيم سپس روي ديناميك كار مي كنيم و در انتها حس را مي سازيم.

براي قطعات با تكنيك بالا بعد از گرم شدن دست ، قطعه را ميزنيم ابتدا با فشار زياد انگشتان ، به شكل مصنوعي و با فشار زياد. اين كار هم باعث تقويت ماهيچه ها مي شود و هم به شكل گيري سريعتر سيناپس هاي مغز كمك ميكند. با مترونم سرعت را كم كم و طي چند روز بالا مي بريم.

فراموش نکنیم که فطعه را باید میزان به میزان فرا گرفت و پیش رفت و تا حل نشدن مشکل یک میزان هرگز وارد میزان بعدی نشویم.

ذولفنون

جلال ذوالفنون سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی با خانواده به تهران آمد، تار پدر و ویلن برادرش او را با موسیقی آشنا کرد و از ده سالگی به نوازندگی سه تار پرداخت.

برای ادامه موسیقی به هنرستان موسیقی ملی رفت، در آنجا سه تار چندان مورد استفاده نبود و او اجباراً تار را برگزید. با سازهای دیگر چون ویلن نیز آشنا شد و آن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت و در این حال سه تار را همچنان می نواخت. در هنرستان از رهنمودهای مرحوم  موسی خان معروفی در زمینه تکنیک سه تار برخوردار شد و به این ترتیب هشت سال آموزش وی در هنرستان به فراگیری سه تار، تار و ویلن گذشت.
همزمان با تاسیس رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا به آنجا راه یافت و با شخصیت های ارجمند موسیقی ایران نظیر مرحوم  نورعلی_برومند و  داریوش_صفوت آشنا شد و از این رو شناخت تازه ای از موسیقی اصیل و امکانات وسیع سه تار کسب کرد.
از سال ۱۳۴۶فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد و در ادامه راه از روش‌های اساتیدی چون  ابوالحسن صبا،  ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائی‌های ارزنده مرحوم استاد  احمد عبادی بهرهٔ فراوان یافت.
پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی استادان  یوسف فروتن و  سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه تار بودند بر خوردار گردید.
او تا به حال در کنسرت ها و برنامه های متعدد هنری داخل و خارج کشور شرکت داشته و آثار هنری بسیاری از خود به جای گذاشته است.
در سال های آخر زندگی، او بیشتر به تدریس و تحقیق در زمینه نوازندگی سه تار پرداخت. در این رهگذر به شیوه‌ها و روش‌های تازه‌ای پرداخته که حاصل آن تألیف کتاب‌هایی در زمینهٔ آموزش و تکنیک سه تار و همچنین ضبط برنامه‌های متعددی به صورت کاست مخصوصا آثار ماندگاری چون  گل صدبرگ و  آتش د ر نیستان با صدای شهرام ناظری و همچنین آثاری برای تکنوازی از جمله آلبوم‌های  پرند،  پیوند،  پرواز،  دل آوا،  دانه های_مروارید،  رقص مضراب و … است.
جلال ذوالفنون در 28 اسفند 1390 در کرج درگذشت و دوم فروردین 91 در میان تشییع جمعیت زیادی از علاقمندان ش در امامزاده طاهر به خاک سپرده شد.
بی شک، نقش استاد ذوالفنون در اشاعه سه تار بعنوان سازی قابل در تکنوازی و گروه نوازی، بسیار بالا بوده است.

می توانید در این آدرس به قطعه ای نواخته شده توسط استاد ذالفنون گوش فرا دهید   https://t.me/setarhome/1418

راهشان پررهرو
@setarhome

مسعود بختیاری -4

بهمن علاءالدین (متخلص به مسعود بختیاری) خواننده، ترانه سرا و آهنگساز مشهور بختیاری روز “بیستم مهرماه سال ۱۳۱۹ در شهرستان” مسجدسلیمان” و در خانواده ای پرجمعیت، سنتی و با فرهنگ از تیره ” زیلایی” در طایفه” بهداروند” از ایل” هفت لنگ ” بختیاری متولد شد. پدر وی “میرزا محمد کریم” ، مردی صاحب سواد وفرهنگ، مومن و متدین، روشن ضمیر و نیکو سرشت بود که به ادامه تحصیل و آموزش فرزندان خود بسیار علاقمند بود و مادرش “حاجیه لیمو خانم” زنی پاکدامن و مادری مهربان بود که از صدایی خوب و سیرتی نیکو برخوردار و در تادیب و تربیت فرزندان خود بسیار کوشا و مراقب بود.
بهمن علاءالدین در سال ۱۳۲۴بعلت تغییر محل خدمت پدرخود که در آنزمان در شرکت نفت مسجد سلیمان مشغول خدمت بود، به همراه خانواده به” لالی” نقل مکان نمود و در سال۱۳۲۸ که اولین مدرسه ابتدایی بنام” دبستان فردوسی” در این شهر راه اندازی شد؛شروع به تحصیل نمود و سپس سالهای اول و دوم دبیر ستان را در “اَمبَل” و در “دبیرستان هنر” به پایان رساند و در سال ۱۳۳۶ و به دنبال باز نشسته شدن پدر از خدمت شرکت نفت ؛مجددا به مسجد سلیمان بازگشت و تا سال ۱۳۴۰در “دبیرستان امیر کبیر” این شهر دوره تحصیلات دبیرستانی خود را به پایان رساند. مسعود بختیاری
علاءالدین در مهر ماه سال۱۳۴۱ در” سپاه دانش” به خدمت نظام وظیفه درآمد ودر دیماه همین سال پس از پایان دوره آموزش اولیه خدمت، به “دهستان قیدار” از بخش سلطانیه شهرستان زنجان اعزام و اقدام به تاسیس اولین مدرسه ابتدایی در آنجا نمود. وی در تابستان ۱۳۴۲و در ادامه خدمت سپاه دانش به” دهستان تِمبی” از بخش ” قلعه تُل” منتقل و تا پایان خدمت سربازی و بعد از آن که بلافاصله به استخدام آموزش و پرورش در آمده بود، تا سال ۱۳۴۸ در آموزش و پرورش شهرستان های ” ایذه” و “باغملک” به خدمت خود ادامه داد.در سال ۱۳۴۸ به آموزش و پرورش ” اهواز” ودانشسرای مقدماتی این شهر منتقل و ضمن انجام ادامه خدمت،موفق به اخذ مدرک فوق دیپلم ادبیات گردیده و سپس در مدرسه “ماندانا” ( شهید شجرات) بعنوان دبیر و ناظم به ادامه خدمت مشغول گشت و سرانجام در سال ۱۳۷۳ نیز به افتخار بازنشستگی نایل گردید.(۱)
بهمن علاءالدین خواندن آواز و سرودن ترانه را از همان سالهای دوران تحصیلات ابتدایی در “لالی” و به صورت غیرحرفه ای آغاز کرد و از سال ۱۳۵۰ با ارایه نخستین و جاودانه ترین اثر خود” دختر لچک ریالی”، دوره اول فعالیت حرفه ای خود را بطور رسمی با همکاری رادیو و تلویزیون اهواز ونفت ملی آبادان و اجرای کنسرت هایی در هفت تپه ،کرمان و ماهشهرآغاز کرد و با ورود خود به عرصه موسیقی، موسیقی بختیاری را وارد فاز جدیدی از تجربه خود نمود.(۲)
بهمن علاءالدین در سال ۱۳۷۹ به شهرستان” کرج” نقل مکان نمود و پس از طی یک دوره بیماری کلیوی وعمل جراحی مثانه در “صبحگاه روز جمعه، دوازدهم آبانماه ۱۳۸۵ “،در سن ۶۶ سالگی،به علت نارسایی قلبی در بیمارستان” کسری” جهانشهر این شهر دار فانی را وداع گفت. پیکر بهمن علا الدین علیرغم میل درونی خانواده ، بستگان و طایفه اش و با وجود درخواست های گسترده و اصرارهای فراوان همتباران و علاقمندانش، بنا به برخی دلایل و از جمله ضرورت انجام مشورت و بررسی های لازم به منظور انتخاب یک مکان مناسب در دیار پهناور ایل و تبار خود ، طی یک مراسم با شکوه،با حضور جمع کثیری از دوستان ،هوادارن،هنرمندان ملی و محلی و همتبارانش که سراسیمه از سراسر کشور خود را به کرج رسانده بودند و با اجرای برنامه های مختلف توسط فرهیختگان و هنرمندان کشور و بختیاری تبار و با بدرقه نوای ساز چپی محلی بختیاری به رسم بزرگان قوم خود،تشییع و درجوار تربت برخی از هنرمندان و فرهیختگان برجسته کشور نظیر استاد غلامحسین بنان ، حبیب اله بدیعی،مرتضی حنانه ،هوشنگ گلشیری ، احمد شاملو ، دلکش ،احمد عبادی،تقی ظهوری، پوران ،آغاسی ، قوامی ،احمد محمود(اعطاء)، وزیری،محمود مشرف(م .آزاد) و…. “بطور امانت” در “بقعه متبرکه امامزاده طاهر(ع) کرج” به خاک سپرده شد.
آثار وی در موسیقی بختیاری شامل:
ــ مال کنون
ــ هی جار
ــ تاراز
ــ برافتو
ــ آستاره
ــ بهیگ
ـــ ویر
و برخی آثار دیگر……

moin-pic-2

ردیفهای موسيقی ایرانی
جوهره اصلی موسيقی کلاسيک ایرانی را که قدمتی هزار ساله دارد باید در ردیف های مختلف موسيقای به ارث رسيده از استادان این هنر جستجو کرد. « رپرتوار موسيقي
كلاسيك ايراني٬ همراه با نظم و ترتيب سنتي آن٬ «ردیف ناميده می شود. برخلاف رپرتوار موسيقی کلاسيک غربی٬ که هر بخش آن را آهنگ ساز خاصی ساخته است و به
همان صورتی که در آغاز تصنيف شده اجرا می شود٬ ردیف مجموعه ملودی های سنّتی است که نوازندگان و موسيقيدانان در زمان های گوناگون جمع آوری کرده اند. بسياری از
این ملودی ها به مایه های موسيقی شهری و روستائی باز می گردد هرچند با گذشت زمان منشأ و خاستگاه آنها فراموش شده است.
ملودی های موسيقی ایرانی از اواسط قرن سيزدهم هجری شمسی تحت عنوان ردیف نظم و ترتيب یافتند و راه تدریس موسيقی ایرانی را که رونقی تازه گرفته بود هموار کردند.
پيش از این تاریخ هر موسيقيدانی مجموعه ای از ملودی ها را به خاطر داشت و از آنها در اجرا یا تعليم شاگردانش بهره می جست. کهن ترین ردیف ها ساخته دو استاد بزرگ
موسيقی ایرانی ميرزا عبدالله و آقا حسينقلی است. این دو برادر همه عمر با اعتقاد و پشتکاری بی نظير به تدریس ردیف های خویش گذراندند و ارزنده ترین موسيقيدانان و
نوازندگان نسل بعد از خود را تربيت کردند.
ردیف های استاد سه تار٬ ميرزا عبدالله (1297­1222 هجری شمسی)٬ که حدود 250 قطعه (گوشه) است٬ در هفت مجموعة بزرگ (دستگاه: شور٬ ماهور٬ همایون٬ سه گاه٬
چهارگاه٬ راست پنجگاه و نوا) و پنج مجموعة کوچک تر و ساده تر (آواز: بيات ترک٬ افشاری٬ ابوعطا٬ دشتی و اصفهان) تنظيم شده. این نظم و ترتيب در تمام ردیف های بعدی نيز
یکسان است. اما تعداد گوشه ها و نامگذاری آنها کم و بيش ممکن است متفاوت باشد. برای مثال استاد آواِز قرن حاضر٬ محمود کریمی٬ ردیفی را با 145 گوشه به یادگار گذاشته
که به نظر می رسد تاکنون بيشترین تعداد گوشه در هر ردیف آوازی است. سبب فزونی گوشه ها در ردیف تار و سه تار نسبت به آواز٬ آن است که ردیف تار و سه تار علاوه بر دارا
بودن تمام گوشه های آوازی٬ گوشه هایی مختص به ساز نيز دارد٬ مانند چهار مضراب ها٬ رنگ ها و گوشه هایی مانند بسته نگار و مجلس افروز.
شکل گيری ردیف یا خانوادة موسيقی دانانی شروع می شود که نوازندگان تار و سه تار بودند و از همين رو ردیف های اوليه بسيار وابسته و مأنوس با خصوصيات تکنيکی این دو
سازاند. افزون براین٬ چون روش استفاده از مضراب در سه تار اهميّت بسيار دارد٬ ملودی های ردیف – که در اصل بيشترشان مختص آواز است – در ترکيب با سازهای مضرابی و
تحت تأثير تکنيک آنها نظم بيشتری یافتند. این ملودی ها به دست موسيقی دانانی متبحر – که روشی هدفمندانه در جمع آوری ملودی ها به کار می بردند و طبعی ظریف
داشتند – به صورت بسيار دقيق و حساب شده در قالب یک موسيقی جدی و سامان یافته ریخته شد.
پيدایش ردیف به عنوان وسيله ای برای آموزش و زمينه ای برای انتقال موسيقی٬ نوعی دگرگونی انقلابی در جامعة موسيقيدانان آن زمان بود. هر گوشه ردیف نامی خاص و
شخصيتی مختص به خود دارد. منشأ پيدایش گوشه ها مختلف اند: برخی از آنها مثل درآمدها٬ نقش مایگی (ُمدال) دارند و به نظر می رسد از سيستم های مقامی موسيقی
هنری مشتق شده باشند. انواع دیگر گوشه ها فقط از راه ملودی خاص خودشان شناخته می شوند. خاستگاه این گوشه ها می تواند انواع موسيقی روستایی٬ شهری و
مذهبی (مانند تعزیه و امثال آن) یا موسيقی دراویش و حماسی (مانند نقالی و موسيقی زورخانه و امثال آن) باشد.
اولين کسانی که به نوشتن ردیف همت کردند غلامرضا مين باشيان (شاگرد و جانشين آلفرد لومر فرانسوی٬ مربی موسيقی نظام در مدرسة دارالفنون)٬ مهدیقلی هدایت و
علينقی وزیری بودند. اولين ردیف چاپ و منتشر شده٬ ردیفی است که به همت موسی معروفی به خط نت نوشته شده است و توسط وزارت فرهنگ و هنر در سال 1342 به چاپ
رسيده است. این کتاب چون با ادغام چند ردیف تأليف شده است٬ گوشه های تکراری زیاد دارد و به همين علت٬ حجم آن بيشتر از حد متعارف است. در دهه ٬1350 ر دیف هایی
توسط استادانی چون شهنازی٬ برومند٬ هرمزی٬ فروتن٬ دوامی و کریمی بر روی نوار ضبط شده و اکنون به صورت آثار و مدارکی گرانبها در دسترس پژوهشگران قرار گرفته است. به
یمن کوشش های بسياری که از روزگار ميرزا عبدالله تاکنون در حفظ و اشاعة این نغمه ها٬ درقالب نظمی به عنوان ردیف صورت گرفته٬ امروز چندین روایت ضبط شده و به نت
درآمده٬ بسان گنجينه هائی از موسيقی ایرانی٬ در دسترس پویندگان و هنرمندان است.

moien-280-228-2

تعويض سيم هاي سه تار

– حدود 80 سانتي متر نخ قرقره را با گره زدن يا خيس کردن و يا استفاده از مقدار کمي سريش به دور گوشي مي پيچانيم.(در جهت خلاف عقربه هاي ساعت)
– حدود 120 سانتي متر از سيم مورد نظر را جدا کرده ودو سر آن را به صورت زنجير وار مي پيچيم؛البته چندين روش براي حلقه کردن سيم وجود دارد که در اينجا يک روش را توضيح مي دهيم. براي اين منظور حدود 5 سانتي متر از سر سيم را روي طول سيم قرار مي دهيم، طوريکه يک حلقه درست شود ، بعد با انگشت اشاره و شست حلقه را مي فشاريم و با انگشتان دست ديگر شروع به تاباندن سيم مي کنيم. بايد دقت نمود که سيمها بصورت زنجير و بهم بافته شوند و يکي تنها بدور ديگري بيچيده نشود. در اين قسمت نيز ميتوان از دستگاه کوچکي به نام سيم تاب که توسط استاد قنبري مهر طراحي شده هم کمک گرفت. براي اطمينان از گره درست و سالم مي توان پس از انداختن سيمها هر کدام را با دست گرفته و کشيد تا از باز نشدن آن در ضمن نوازندگي حتم داشته باشيم.در ضمن هر جفت سيم در تار حتما بايد از يک قرقره جدا شود.چون اين احتمال وجود دارد که جنس سيمهاي هر قرقره متفاوت باشد و صداي يک جنسي ندهد. به همين دليل نيز در صورت پاره شدن و يا آسيب يک سيم, هر دو سيم با هم تعويض ميشود.(يک پيشنهاد مفيد اين است که قبل از گره زدن سيم اصلي , و از انجايي که گره سيم براي کوک ماندن ساز بسيار مهم است, مي توان با استفاده از سيمهاي کهنه که از روي ساز باز مي شود چندين بار گره زدن را تمرين کرد و در نهايت سيم نو را گره زد.)
– يکي از دو سر حلقه شده سيم را که گره ضعيفتري دارد را به نخ قرقره گره مي زنيم و سر ديگر که گره حلقه بهتر شده را در سيم گير قرار مي دهيم، سپس در حاليکه گوشي را در جهت خلاف عقربه هاي ساعت مي پيچانيم، با دست ديگر سيم را مي کشيم که محکم و در حالت کشش به دور گوشي بسته شود .اين کار باعث ميشود تا سيم روي گوشي فر نخورد چون در صورت فر خوردن در زمان نوازندگي به آهستگي کوک باز مي کند و نوازنده را آزار مي دهد. بايد توجه داشت که سيم به صورت نامنظم روي گوشي پيچيده شودو به اصطلاح سيم روي سيم بيفتد و خود را محکم کند و در حين نوازندگي کشش سيم کم نشود . اما در دورهاي آخر سيم بايد در راستاي شيار شيطانک بسته شود که سيم از روي گوشي تا شيطانک به صورت صاف قرار گيرد .
– بعد از کوک کردن سيم، چندبار آنرا گرفته و به آرامي به سمت بالا در حدود يک سانتيمتري مي کشيم که در اين صورت سيم مقداري کش مي آيد که با کوک کردن مجدد به فرکانس مورد نظر مي رسيم .( نکته ايمني بسيار مهم اينکه به دليل احتمال پاره شدن سيم در زمان کشيدن سيم براي اطمينان از محکم شدن گره ويا کشش ان براي جا انداختن سيم , صورت خود را در حين اينکار از ساز به حد کافي دور نگاه داريم).
نکته بسيار مهمي قابل ذکر است که در صورت عدم رعايت آن کوک کردن تار يکي از مشکلترين کارهاي دنيا ميشود و آن اينکه در برخي از موارد هنگام کوک کردن، سيم در شيار شيطانک يا خرک حرکت نرم خود را ندارد و به اصطلاح گير مي کند. در اينگونه موارد بايد شيارها را به پودر مخصوص(که خصوصا براي اين کار ساخته ميشود) يا صابون و يا در دسترس تر از همه پودر مغزي مداد (گرافيت) آغشته کرد تا حرکت سيم در آنها روان شود .اين کار چنانچه در مقاله کوک تار نيز گفته ايم باعث ثابت ماندن کوک در حين نوازندگي ميشود.
– براي جلوگيري از آسيب رسيدن به پوست و بجا نماندن جاي فشار سيمها بروي کاسه تار در انتهاي دهنه بزرگ (محلي که سيمهاي تارروي کاسه مينشيند ,حد فاصله خرک وسيمگير)چيزي مثل برشي از کاغذ ، مقواي گلاسه ، تيغ ژيلت ، پوست چند لايه تار ، پوست دف يا چسب کاغذي قرار مي دهيم.
يک نکته بسيار مهم اين که پس از انداختن سيم ها, سعي کنيد ته سيم باقي مانده از گره را با خم و راست کردن از بيخ محل گره بشکنيد تا هيچ زايده اي از آن باقي نماند که در حين نوازندگي در مچ دست ايجاد خراش يا زخم کند.از بريدن يا قطع آن هم خوداري کنيد ,چون حتما از انتها قطع نمي شود و ته سوزن مانندي باقي مي ماند که در دست فرو مي رود.
– زمان تعويض سيم بستگي به ساعات تمرين روزانه ، فشار دست نوازنده ، مرغوبيت سيم، رطوبت محيط و … دارد . معمولا سيم ها بعد از مدتي دچار زنگ زدگي ، رنجه شدن در قسمت پشت پرده ها ( در اثر انگشت گذاري ) ، عدم پايداري کوک ، دو صدايي و گز زدن مي شوند که در اين صورت بايد تعويض شوند .اين زمان از چند روز براي نوازنده پرتمرين حرفه اي , تا چند ماه براي نوازنده تفنني مي تواند متفاوت باشد.

منبع: http://www.raminjazayeri.com