استاد محمودهاشمی سازنده برجسته سه تار

دوازدهم آذرماه، سالروز جاودانگی استاد محمودهاشمی سازنده برجسته سه تار
زنده یاد استاد محمودهاشمی  در چهاردهم دی ماه 1322 چشم به جهان گشود و در خانواده ای فاضل و آگاه به علم و ادب پرورش یافت. در ده سالگی نوازندگی ویلن را آغاز کرد. پس از طی دوران متوسطه، به تحصیل در رشته‌ی ادبیات انگلیسی پرداخت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی در این رشته گردید.

استاد محمودهاشمی سازنده برجسته سه تار

استاد محمودهاشمی سازنده برجسته سه تار

در سال 1359 به ساخت سه‌تار روی آوردند و از تجربیات استاد عشقی در این زمینه بهره‌مند شدند؛ اگرچه خود نیز به یافته‌ها و دانسته‌ها و تجارب جدیدتری دست یافتند.
ایشان از شیفتگان و ستایندگان شخصیت استاد احمدعبادی بودند و در نوازندگی نیز از شیوه‌ی او پیروی می‌کردند. حاصل دستان هنرمند استاد، حدود ۸۰ سه‌تار است که در دست اهل فن به جا مانده است و ارزش و بهای معنوی و مادی آن‌ها یادآور هنرمندی است متواضع و فروتن که با وجود تبحر و استادی هرگز حاضر به مصاحبه با مجلات و مطبوعات هنری نشد و زیستن در گمنامی را به حضور در هیاهو و جنجال ترجیح داد!
بیماری سرطان خون سرانجام در دوازدهم آذر ماه اختر پر فروغ عمر ایشان را در پنجاه و سه سالگی خاموش کرد.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

پیشنهاد می نماید در صورت تمایل جهت اطلاعات بیشتر مقالات زیر را هم مطالعه  و بررسی بفرمایید

استاد محمودهاشمی سازنده برجسته سه تار

استاد محمودهاشمی سازنده برجسته سه تار

بررسی الگوی ثبت شده از سه تار هاشمی

 

استاد ناصر فرهنگ فر

استاد ناصر_فرهنگ‌فر در چهارم آبان ماه ۱۳۲۶ هجری شمسی در شهرری متولد شد. پدرش که کارمند شهربانی بود تار می‌نوا خت و عمویش تمبک، با این وجود پدر مخالف ساززدن ناصر بود. جد مادریش میرزا مهدی خوشنویس از خوشنویسان مشهور دوره قاجار بود.

استعداد درخشان این هنرمند در همان دوران کودکی و تنها وقتی ۷ سال داشت نمایان شد، وی با کوزه‌ های گلی نخستین تمرینات خود را انجام می‌داد و بعدها با خرید تنبک عمویش که ساز نفیسی در دوران خود بود، شروع به فراگیری این ساز کرد، در همین دوران علاقه و ممارست وی در فراگیری تنبک پیشرفت چشمگیری را برای وی به همراه داشت. فرهنگ‌ فر داشته‌ های مقدماتی تنبک را نزد یکی از اقوام خود محمد ترکمان که شاگرد امیرناصر افتتاح تنبک‌ نواز سرشناس دوران به‌شمار می‌رفت، فرا گرفت. همین امر مقدمات دیدار وی با حسین تهرانی را برای او فراهم کرد. استعداد قابل ملاحظه فرهنگ فر، استاد حسین تهرانی را مجاب می‌کند تا که وی را به شاگردی بپذیرد. وی مدت کوتاهی در نزد این استاد شاگردی کرد که در بالابردن کیفیت نوازندگی و شکوفایی استعدادهای نهفته وی بسیار مؤثر بود و با راهنمایی او برای فراگیری نت مدت یک سال نزد محمد اسماعیلی کتاب تمبک استاد تهرانی را آموخت. در این دوره ناصر فرهنگ‌فر از داشته‌ های اساتید بنامی همچون عبدالله دوامی، سیدحسن میرخانی، سید حسین میرخانی و علی اکبر کاوه بهره جست.
علاقه فرهنگ‌ فر به شعر، ادبیات و خوشنویسی وی را به عنوان موسیقیدان آگاه به دیگر اقسام هنر مطرح کرد. وی در سرودن شعر و کار با قلم خطاطی نیز همچون نوازندگی تبحر داشت که همین امر سبب شد نوازندگی تحت تاثیر این هنرها قرار گیرد. در همان سال‌ها به اتفاق داوود گنجه‌ای به دانشکده هنرهای زیبا رفت و با استاد نور علی برومند و داریوش صفوت آشنا شد. در سال ۱۳۴۲ با آغاز کار مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس ساز تنبک به فعالیت پرداخت. در این مدت وی با تلاش خود تاثیرات قابل توجهی در شیوه نوازندگی ساز تنبک برجای گذاشت. پس از حدود یک دهه فعالیت در این مرکز در سال ۱۳۵۰ وارد رادیو و تلویزیون شد و به پیشنهاد دوستش بهمن رجبی در برنامه‌های هفت شهر عشق، گل‌های تازه و گلچین هفته با استاد بهاری و لطف‌الله مجد و … اجرای برنامه کرد.

استاد ناصر فرهنگ فر

استاد ناصر فرهنگ فر

فرهنگ‌فر نقش بسزایی در شکوفایی جریان موسیقایی گروه شیدا و عارف ایفا کرد.
چرا که فعالان عرصه موسیقی، به تمبک تنها به‌ عنوان سازی که همراهی‌ کننده در ارکستر است نگاه می‌کردند که نوازندگی فرهنگ‌ فر در این گروه‌ ها این ذهنیت را تا حدود بسیاری در میان اهالی موسیقی دگرگون کرد.
از اجرای ادوار ریتمیک با تکنیک‌های غیر مرسوم می‌ توان به عنوان برجسته‌ ترین خاصیت نوازندگی این استاد بنام یاد کرد.
شناخت وی از اوزان اشعار، خلا قیتش را در اجرای ادوار ریتمیک به‌ همراه داشت، چراکه این دورهای ریتمیک وابستگی بسیاری به اشعار کلاسیک دارند. فرهنگ‌فر در عین حال که در تکنو ازی ساز تنبک چیره‌ دست بود، ساده‌ نواز بسیار عالی نیز بود.

از سال ۵۱ با محمد رضا شجریان، محمد رضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داوود گنجه‌ای، پرویز مشکاتیان و … در جشن هنر شیراز برنامه‌های متعددی را اجرا کرد. در سال ۵۲ به همراه گروه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به بلژیک رفت و با گروه باله موریس بژار همکاری نمود و در همان سال همان برنامه را نیز در تخت جمشید اجرا نمود. در سال ۵۴ به دعوت رابرت ویلسون به نیویورک رفت و با گروه تئاتر وی همکاری کرد. عضویت وی در گروه شیدا و اجراهای زیبایش با محمدرضا لطفی در همین سال و در گروه عارف به همراه پرویز مشکاتیان و حسین علیزاده و.. در سال ۵۶ و با تاسیس گروه هنری چاووش تا سال ۶۳ ادامه یافت. آثاری که از وی به جای مانده نشان می‌ دهد درک ملودیک این نوازنده بالا بوده است که به همین خاطر وی در گروه‌ نوازی نیز موثر عمل می‌ کرد.
استاد ناصر فرهنگ فر بعد از دوران اوج که در آلبوم بسته_نگار با تار محمد رضا لطفی تنبک نواخت، کم‌کم گوشه‌ نشین شد و خلوت گزید.
فرهنگ‌ فر طبع و قریحه خاصی در سرودن شعر و غزل داشت. در شعر متمایل به ایرج میرزا بود و اشعار طنز گونه‌ ای از خود برجا گذاشت. اولین غز لش را در سن ۱۲سالگی سرود. غزلی که فقط چند بیت از آن باقی مانده‌ است:

تا اشک من ترانه غم ساز می‌ کند
صدها هزار عقده دل باز می‌ کند
سر فصل داغ و درد مرا در کتاب عمر
افسانه نگاه تو آغاز می‌ کند

از تصنیف‌ هایش نیز می‌ توان به صور تگر_چین ، پیر_می‌_فروش و … اشاره کرد. ناصر فرهنگ‌ فر پس از یک دوره کناره‌ گیری و انزوای کاری در روز پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۷۶ در ۵۰ سالگی چشم از جهان فرو بست.
یادشان جاوید و راهشان پرر هرو !

موسیقی سنتی و سه تار

گوشه مثنوی و جایگاه آن در دستگاه و آواز های ایرانی

در میان دستگاه و آواز های ایرانی ، گوشه ها یی وجود دارند که در همه دستگاه ها اجرا می شوند و یا می توان آنها را در همه دستگاه ها اجرا نمود. مانند کرشمه ، بسته نگار ، حزین و … که اکثر این گوشه ها بیشتر قابلیت اجرا با ساز و تکنیک های نوازندگی را دارند و از خاصیت ضربی یا ریتمیک بودن آنها در اجرای دستگاه ها و توالی نواختن ردیف ، استفاده می شود اما در بین این گوشه ها ،گوشه مثنوی مخصوص آواز خوانی است که نقطه عطف آواز و پایانی آرام و با احساس برای خواننده است زیرا که مثنوی ها معمولا در انتهای هر آواز ( پس از درآمد ، گوشه های رایج هر دستگاه ، اوج و … ) خوانده می شوند و مروری کوتاه بر آنچه خوانده شد ، می باشند.

زمانی که از اشعار مثنوی معنوی مولانا در آواز ها استفاده شد ، برای نخستین بار به خاطر علاقه ای که به کتاب مثنوی معنوی داشتند ، شیوه ای به نام مثنوی_خوانی به وجود آمد.
این شیوه تنها مخصوص اشعار کتاب مثنوی معنوی بود، نه اینکه هر مثنوی دیگری ( مثلا شاهنامه فردوسی یا مخرن الاسرار نظامی و … ) را بتوان در این شیوه اجرا کرد و از این رو آنچه که به این شیوه آواز شخصیت می دهد ، نخست: لحن پندآموز ، روایی و حکایت گونه و در ثانی بحر عروضی فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ” می باشد. (یکی دیگر از این وزن های مهم فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هست)

امروزه نیز گوشه مثنوی باید با شعری ( می خواهد مثنوی باشد یا غزل یا .. ) اجرا شود که فقط و فقط هم وزن کتاب مثنوی معنوی باشد. تنها استثنا در این مورد زمانی است که با اضافه شدن یک رکن اضافی در هر مصرع بحر رمل مسدس به بحر ” رمل مثمن = فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ” تبدیل شود. نمونه این نوع مثنوی خوانی ، مثنوی مخالف بر روی شعر سعدی ( دوش دور از رویت ای جان ، جانم از غم تاب داشت … ) می باشد که در نوار دستان استاد شجریان آن را اجرا کردند.

گوشه مثنوی در افشاری ، مفصل تر اجرا می شود ( به قول یکی از اساتید ، مثنوی افشاری ، مثنوی مادر است ) و مثنوی های دیگر از نظر ملودی با مثنوی پیچ ارتباط قطعی دارند. همانطور که میدانید به مثنوی افشاری، مثنوی پیچ نیز گفته می شود.

مثنوی هایی که از قدیم معمول بوده اند مثنوی هایی است که در آوازهای افشاری، اصفهان و بیات ترک خوانده می شوند و مثنوی هایی که در آواز ابوعطا و دستگاه های شور و همایون اجرا میشوند، زیاد معمول نیستند قالب مثنوی علاوه بر گوشه مثنوی در گوشه هایی مانند شاه ختایی، پهلوی،حدی و لیلی مجنون نیز میتواند استفاده شود.

برگرفته از صفحه جناب عماد حنیفه…

برای نمونه می توانید

 

moin-pic-1

آواز ابوعطا، یکی از آوازهای چهار گانهٔ متعلق به دستگاه شور در موسیقی ایرانی (به همراه افشاری، دشتی و بیات ترک) است. ابوعطا با القاب دیگری مانند سارنج (صلحی) و دستان عرب نیز شناخته می‌شود.

از دیدگاه متافیزیکی، انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می‌رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می‌اندیشد.
فواصل آن با فواصل دستگاه شور یکی است و تنها اختلاف آن با شور در توقّف مکرّر ابوعطا روی درجهٔ چهارم (نت شاهد) و درجهٔ دوم (نت ایست) می‌باشد و درجهٔ پنجم ثابت است.

در نغمهٔ ابوعطا، نت متغیر وجود ندارد.

در ردیف موسیقی موسی معروفی گوشه‌های ابوعطا بعد از شش درآمد، عبارت‌اند از: محمد صادق خانی، کرشمه، سیخی، تک مقدم (که نوعی تحریر است)، حزین، حجاز (که در سه قسمت ذکر گردیده و مهم‌ترین گوشهٔ ابوعطاست)، بسته نگار، بغدادی (که شبیه حجاز است)، دوبیتی، شمالی، چهار باغ، گبری، رامکلی، فرود و مثنوی.

در ردیف منقول ابوالحسن صبا، گوشهٔ خسرو_شیرین نیز در ابوعطا ذکر شده‌است.
آواز ابوعطا در میان مقام‌های قدیم به چشم نمی‌خورد اما از مقام‌های قدیم، فواصل جان فزا، بوستان و حسینی با ابوعطا مطابقت دارند.
این آواز چند گوشه هم که نامهای بخصوص دارد نواخته می‌شود که از همه مهمتر گوشه  حجاز است که نخست روی درجه پنجم گام شور می ایستد و سپس به درجه اول گام شور فرود می آید، ابوعطا در محدودهٔ حجاز دارای نغمه‌هایی نزدیک به الحان عربی است. اما آواز ابوعطا خود مورد پسند و به ذوق ایرانیان است.

استاد شریفی

با اینکه ابوعطا با نام دستان عرب هم شناخته میشود و در گوشه هایی از آن بسیار به نغمه های عربی نزدیک است اما دستگاه ابوعطا کاملا ایرانی و اصیل است. یکی از آثار معروف در این دستگاه، آلبوم  عشق_داند ، اثر مشترک اساتید محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی است.

گوشه‌های ابوعطا

این آواز در ردیف میرزا عبداللّه دارای گوشه‌های زیر است:

رامکلی
درآمد
سیخی
حجاز
بسته‌_نگار
یقولون
چهارپاره_بغدادی
گبری

(برگرفته از صفحه استاد پاشا رجبلو)

https://t.me/setarhome

Dariush_Pirniakan

داریوش_پیرنیاکان با نام اصلی #ابوالقاسم_پیرنیاکان_گرگری در 23فروردین سال ۱۳۳۴ در شهر گرگر (هادی‌شهر) از توابع شهرستان جلفا در استان آذربایجان شرقی متولد شد. او آموختن تار را از ۱۲ سالگی در شهر تبریز و نزد #محمدحسن_عذاری (از شاگردان درویش‌خان) آغاز کرد. پیرنیاکان از سال ۱۳۵۳، در رشتهٔ موسیقی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و همزمان فراگیری دوره عالی ردیف موسیقی ایرانی را زیر نظر استاد Dariush_Pirniakan 2#علی_اکبر_خان_شهنازی آغاز کرد. او در دانشکده هنرهای زیبا با استاد داریوش صفوت آشنا شد و از طریق او به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی راه یافت. در این مرکز با استادانی چون یوسف فروتن، سعید هرمزی و محمود کریمی آشنا شد و از آموزش‌های آنان بهره برد.
پیرنیاکان، پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه تهران، همچنان تا سال ۱۳۶۷ در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس و کار با گروه‌های موسیقی ادامه داد.

داریوش پیرنیاکان، همکاری خود را با #محمدرضا_شجریان از سال ۱۳۵۸ آغاز کرد. حاصل این همکاری، کنسرت‌هایی در کشورهای آمریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، سوئیس، سوئد و نروژ و انتشار آلبوم‌های یاد ایام، پیام نسیم، سرو چمان، رسوای دل، آسمان عشق، جان عشاق و آرام جان بود.

پیرنیاکان در سال ۱۳۸۰، گروه موسیقی #شهنازی را بنیان گذاشت. او در همان سال نشان درجه یک هنری را از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کرد.
پیرنیاکان استاد دانشگاه تهران، عضو هیئت مدیره خانه موسیقی و سرپرست گروه شهنازی بوده و هم‌اینک در کانون فرهنگی عارف و آموزشگاه چاووش به تدریس تار و سه‌تار مشغول است.Dariush_Pirniakan 3

پیرنیاکان در نوازندگی تار از شیوه فاخر علی اکبر شهنازی بهره می‌جوید اما در نوانس، صدادهی و رنگ‌آمیزی صوتی به تجربیاتی نو دست یافته‌است. او همچنین نت نگاری ردیف #آقاحسینقلی را به روایت علی‌اکبر شهنازی انجام داده و توسط مؤسسه فرهنگی هنری ماهور به چاپ رسانیده‌است. مجموعه قطعاتی از ساخته‌های پیرنیاکان نیز با نام #جلوه_یار توسط همین مؤسسه منتشر شده‌است…