اسدالله ملک
اسدالله ملک

اسدالله ملک     از نوادر موسیقی ایرانی  در ۱۴ مرداد سال ۱۳۲۰در محله «دروازه دولت» تهران متولد شد. در ایام کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد بوالحسن_صبا بود و بزودی جز شاگردان خاص ایشان محسوب شد.
او شاگرد اساتیدی چون روح الله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و… نیز بود و به تکمیل آموخته‌های خویش و تجربه اندوزی مشغول گشت. در همان سالها خالقی، او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره می‌شد پذیرفت و بدین ترتیب درِ بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی ملک باز شد. بعد از آن سالها اسدالله ملک از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شد و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا گردید.

آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط می‌شود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با نواختن قطعه گریه_لیلی در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر-می-دو-لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا-می) و اجرای آنها با ویولن، شهرت فراوان یافت و از آن پس او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.

اسدالله ملک

اسدالله ملک

از جمله خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند می‌توان به اکبر گلپایگانی ، محمود محمودی خوانساری ، ایرج، بهرام حصیری ، شجریان ، کوروس سرهنگ زاده و… اشاره نمود که ثمره سالها همکاری آنها با استاد ملک آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و… است که سالها مورد اقبال مردم ایران بوده‌است.

اسدالله ملک در بهمن ۱۳۸۰ درگذشت.

یهودی_منوهین نوازنده معروف ویلن که از بهترین‌های تاریخ موسیقی جهان محسوب می‌شود، در سفرش به ایران به صورت اتفاقی با نوازندگی اسدالله ملِک آشنا و به شدت شیفته مکتب استاد می‌شود که این آشنایی موجب دعوت‌های بین‌المللی از استاد ملک می‌شود.
ملک به همراه گروهی از اساتید در جشنواره‌هایی در ایتالیا و فرانسه و… شرکت می‌کند و رتبه اول را در برخی جشنواره‌ها نصیب خود کرد. ویلن ملک  را باید در تراز بهترینها قرار داد .

روحش شاد و یادشان جاوید باد!

moin-pic-1

آواز ابوعطا، یکی از آوازهای چهار گانهٔ متعلق به دستگاه شور در موسیقی ایرانی (به همراه افشاری، دشتی و بیات ترک) است. ابوعطا با القاب دیگری مانند سارنج (صلحی) و دستان عرب نیز شناخته می‌شود.

از دیدگاه متافیزیکی، انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می‌رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می‌اندیشد.
فواصل آن با فواصل دستگاه شور یکی است و تنها اختلاف آن با شور در توقّف مکرّر ابوعطا روی درجهٔ چهارم (نت شاهد) و درجهٔ دوم (نت ایست) می‌باشد و درجهٔ پنجم ثابت است.

در نغمهٔ ابوعطا، نت متغیر وجود ندارد.

در ردیف موسیقی موسی معروفی گوشه‌های ابوعطا بعد از شش درآمد، عبارت‌اند از: محمد صادق خانی، کرشمه، سیخی، تک مقدم (که نوعی تحریر است)، حزین، حجاز (که در سه قسمت ذکر گردیده و مهم‌ترین گوشهٔ ابوعطاست)، بسته نگار، بغدادی (که شبیه حجاز است)، دوبیتی، شمالی، چهار باغ، گبری، رامکلی، فرود و مثنوی.

در ردیف منقول ابوالحسن صبا، گوشهٔ خسرو_شیرین نیز در ابوعطا ذکر شده‌است.
آواز ابوعطا در میان مقام‌های قدیم به چشم نمی‌خورد اما از مقام‌های قدیم، فواصل جان فزا، بوستان و حسینی با ابوعطا مطابقت دارند.
این آواز چند گوشه هم که نامهای بخصوص دارد نواخته می‌شود که از همه مهمتر گوشه  حجاز است که نخست روی درجه پنجم گام شور می ایستد و سپس به درجه اول گام شور فرود می آید، ابوعطا در محدودهٔ حجاز دارای نغمه‌هایی نزدیک به الحان عربی است. اما آواز ابوعطا خود مورد پسند و به ذوق ایرانیان است.

استاد شریفی

با اینکه ابوعطا با نام دستان عرب هم شناخته میشود و در گوشه هایی از آن بسیار به نغمه های عربی نزدیک است اما دستگاه ابوعطا کاملا ایرانی و اصیل است. یکی از آثار معروف در این دستگاه، آلبوم  عشق_داند ، اثر مشترک اساتید محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی است.

گوشه‌های ابوعطا

این آواز در ردیف میرزا عبداللّه دارای گوشه‌های زیر است:

رامکلی
درآمد
سیخی
حجاز
بسته‌_نگار
یقولون
چهارپاره_بغدادی
گبری

(برگرفته از صفحه استاد پاشا رجبلو)

https://t.me/setarhome

Dariush_Pirniakan

داریوش_پیرنیاکان با نام اصلی #ابوالقاسم_پیرنیاکان_گرگری در 23فروردین سال ۱۳۳۴ در شهر گرگر (هادی‌شهر) از توابع شهرستان جلفا در استان آذربایجان شرقی متولد شد. او آموختن تار را از ۱۲ سالگی در شهر تبریز و نزد #محمدحسن_عذاری (از شاگردان درویش‌خان) آغاز کرد. پیرنیاکان از سال ۱۳۵۳، در رشتهٔ موسیقی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و همزمان فراگیری دوره عالی ردیف موسیقی ایرانی را زیر نظر استاد Dariush_Pirniakan 2#علی_اکبر_خان_شهنازی آغاز کرد. او در دانشکده هنرهای زیبا با استاد داریوش صفوت آشنا شد و از طریق او به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی راه یافت. در این مرکز با استادانی چون یوسف فروتن، سعید هرمزی و محمود کریمی آشنا شد و از آموزش‌های آنان بهره برد.
پیرنیاکان، پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه تهران، همچنان تا سال ۱۳۶۷ در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس و کار با گروه‌های موسیقی ادامه داد.

داریوش پیرنیاکان، همکاری خود را با #محمدرضا_شجریان از سال ۱۳۵۸ آغاز کرد. حاصل این همکاری، کنسرت‌هایی در کشورهای آمریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، سوئیس، سوئد و نروژ و انتشار آلبوم‌های یاد ایام، پیام نسیم، سرو چمان، رسوای دل، آسمان عشق، جان عشاق و آرام جان بود.

پیرنیاکان در سال ۱۳۸۰، گروه موسیقی #شهنازی را بنیان گذاشت. او در همان سال نشان درجه یک هنری را از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کرد.
پیرنیاکان استاد دانشگاه تهران، عضو هیئت مدیره خانه موسیقی و سرپرست گروه شهنازی بوده و هم‌اینک در کانون فرهنگی عارف و آموزشگاه چاووش به تدریس تار و سه‌تار مشغول است.Dariush_Pirniakan 3

پیرنیاکان در نوازندگی تار از شیوه فاخر علی اکبر شهنازی بهره می‌جوید اما در نوانس، صدادهی و رنگ‌آمیزی صوتی به تجربیاتی نو دست یافته‌است. او همچنین نت نگاری ردیف #آقاحسینقلی را به روایت علی‌اکبر شهنازی انجام داده و توسط مؤسسه فرهنگی هنری ماهور به چاپ رسانیده‌است. مجموعه قطعاتی از ساخته‌های پیرنیاکان نیز با نام #جلوه_یار توسط همین مؤسسه منتشر شده‌است…

استاد شجریان

شانزدهمين تست سالانه انجمن بازيگران سينماي ايران عصر ديروز( 15 دی ماه) با حضور محمدرضا شجريان در خانه سينما برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ايلنا؛ محمدرضا شجريان با اشاره به وضعيت فعلي جامعه گفت: اين روزها؛ روزهاي مهم و خوبي است كه در زندگي و تاريخ ما باقي خواهد ماند.

شجريان درباره اساتيدي كه در طول سال‌ها از آنها مطلب فرا گرفته؛ گفت: اساتيد من يكي دو نفر نبودند و من سعي كردم از هر كسي مطلبي بياموزم اما استاد احمد عبادي، مهرتاش، فرامرز پاپور، دوامي، برومند و جليل شهناز … بسيار نكته‌ها در موسيقي را به من آموختند.

شجريان با اشاره به نقش جامعه باربد در ارتقاء موسيقي و هنر كشور گفت: جامعه باربد همانطور كه نقش بزرگي در سينما موسيقي ايفا كرد؛ حضور بسزايي هم در حوزه سينما داشت.

وي درباره تفاوت‌ها و شباهت‌هاي بازيگري و خوانندگي گفت: نوع خوانندگي من بازيگري به دنبال ندارد اما ما در بيان شعر بازيگري مي‌كنيم. من هميشه به شاگردانم مي‌گويم كه شعر را روايت نكنند بلكه بايد بازيگري كنند. خواننده بايد شعر را به‌گونه‌اي بخواند كه روي مخاطب تاثير بگذارد. در بازيگري نيز صدا بسيار مهم است و يك بازيگر تئاتر هنر خود را با بيان و صدا آغاز مي‌كند.

وي با ذكر خاطره‌اي از غلامحسين بنان گفت: بنان به شاگردانش مي‌گفت بايد همانطور كه حرف مي‌زنيد شعر را بخوانيد و نبايد شعر را خارج از عرف حرف زدن خواند.

شجريان در پاسخ به سوالی درباره نقش هنر در جامعه امروز گفت: هنر وسيله‌اي براي شناخت هنرمند است اما بايد ديد كه در پشت هنري كه عرضه مي‌شود چه كسي حضور دارد. هنرمند بايد دقت كند همانطور كه شناخته شده است؛ رفتار كند و رفتارش به صورتي نباشد كه مردم را از هنر او دلزده كند.

وي ادامه داد: هنرمند حق ندارد هنر خود را در زمان‌ها و مكان‌هايي كه مناسب نیست؛ عرضه كند.
شجريان با اشاره به لزوم اعتماد مردم به هنرمند افزود: در رفتار همه انسان‌ها و به خصوص هنرمندان دو نكته اساسي وجود دارد اول نگاه است و دوم صدا. هيچ فردي نمي‌تواند شخصيت و نيت خود را پشت دفتر نگاهش مخفي كند و صدا نيز به نوعي عطر آدم‌ها است. مردم به خوبي متوجه مي‌شوند كه چه كسي با صداي خود دروغ مي‌گويد و اگر فردي فكر كند كه مردم نمي‌فهمند، خود را به نفهمي زده است.

شجريان در پاسخ به سوالي درباره اهداف خود از ساختن سازهاي جديد گفت: در موسيقي ايراني نزديك به 120 نوع ساز وجود دارد اما متاسفانه اركسترهاي ما شكوه و عظمت اركسترهاي غربي را ندارد. پس از بررسي های بسیار متوجه شدم سازهايي كه صداي بم داشته باشند در موسيقي ما كم است و بم‌ترين سازها عود است درحالي كه از صداي عود بم‌تر نيز وجود دارد، پس از بررسي سازهاي دنيا، سازهاي جديد را طراحي كردم و هرچند بعضا مخالفت‌هايي نيز با اين سازها مي‌شد اما تاكنون 9 ساز را طراحي كردم و درحالي طراحي چند ساز ديگر نيز هستم و طراحي ساز اتفاقي است كه در همه جاي دنيا مي‌افتد.

شجريان درباره اهميت ريتم در خوانندگي و بازيگري گفت: ريتم در همه شئون زندگي ما وجود دارد از غذا خوردن تا صحبت كردن و اساس زندگي و حركت كائنات نيز براساس ريتم است. براي يك بازيگر و خواننده هم ريتم حرف اول را مي‌زند حتي سكوت نيز بايد در خدمت ريتم باشد.

شجريان در پاسخ به سوالي درباره رابطه شعر و ادبيات يا موسيقي و آواز گفت: شعر و موسيقي مكمل يكديگرند و اما موسيقي فراتر از شعر و حتي فراتر از هر هنري است و اگر از سينما موسيقي را بگيريم؛ فيلم تاثير خود را از دست مي‌دهد

وي ادامه داد: در هر شعري يك موسيقي وجود دارد. خواننده بايد موسيقي شعر را كشف كند و اگر موسيقي شعر عوض شود معني شعر نيز عوض مي‌شود. آهنگسازان موسيقي متن فيلم نيز در اصل ريتم و موسيقي فيلم را كشف مي‌كنند.

شجريان در رابطه با وضعيت امروز موسيقي و رابطه جوانان با موسيقي ينتي و اصيل گفت: ما نمي‌توانيم براي افراد نسخه بدهيم كه به چه نوع موسيقي گوش كنند و خود من نيز تعصب ندارم كه حتما همه بايد موسيقي ايراني گوش بدهند، بلكه معتقدم بايد موسيقي خوب را به اندازه‌اي توليد كنيم كه مردم جذب شوند.

وي با اشاره به لزوم آموزش موسيقي در دوران كودكي گفت: آموزش موسيقي بايد از دوره جنيني آغاز شود زيرا هر آهنگي كه مادر گوش مي‌دهد جنين او نيز مي‌شنود و در نوع سليقه كودك در آينده تاثير دارد.

وي با اشاره به وضعيت موسيقي پاپ گفت: امروز موسيقي پاپ ايراني موسيقي نژادي ايراني را در خود ندارد، اين موسيقي سنتي بسيار سنگين است و اينكه تصور كنيم بايد كودكان نيز موسيقي سنتي گوش كنند درست نيست بلكه مهم اين است كه موسيقي درست گوش كنند.

شجريان در پاسخ به سوالي درباره غمگين بودن فضاي موسيقي اصيل ايراني گفت: موسيقي هر ملتي نشان‌دهنده اتفاقات و فضاي است كه در طول تاريخ بر آن ملت رفته است و البته بايد بدانيم كه بين موسيقي اصيل و سنتي تفاوت وجود دارد. موسيقي اصيل؛ سنتي نيست اما موسيقي سنتي مي‌تواند اصيل هم باشد، در طول تاريخ سنت‌ها در حال نو شدن و تازه شدن است.

وي ادامه داد: اگر عده‌اي فكر مي‌كنند كه اين موسيقي غمگين است بايد ببينيم كه در طول تاريخ بر مردم ما چه رفته است.

وي ادامه داد: ظرفيت و پتانسيل موسيقي ايراني بسيار بالا است و اگر موسيقي جهان 2 گام دارد موسيقي ايراني صفر گام دارد و اما زماني كه شما معتقد هستيد موسيقي حرام است در نتيجه موسيقيدان و هنرمند تربيت نمي‌شود و هنر موسيقي نيز بروز و ظهور پيدا نمي‌كند.

شجريان درباره اجراي هماهنگ و همزمان چند خواننده گفت: از گذشته مواردي بوده است كه يك يا چند خواننده موسيقي (انساني را روايت مي‌كردند مانند داستان پير جنگي كه 50 سال پيش اجرا مي‌شد) اما همخواني من با همايون في‌البداهه و هماهنگ شده است.

وي درباره بداهه‌پردازي گفت: ارزش كار خواننده در ايران به بداهه خواني است و لطف آواز ايراني در بداهه‌خواني است و بايد دو شب كنسرت يك خواننده شبيه هم نباشد.

شجريان با ذكر خاطره‌اي از علي حاتمي درباره حضور آواز خود در فيلم دلشدگان گفت: در زماني كه ابتدا ازسوي علي حاتمي براي همكاري در اين فيلم دعوت شدم تمايلي نداشتم زيرا خاطره خوبي از حضور خوانندگان در فيلم‌ها نداشتم و درنهايت به شرطي اين كار را قبول كردم كه اعلام كنند شجريان به صورت افتخاري در فيلم حضور يافته است و حتي زماني كه قصد داشتم تا لوح فشرده آن را از طريق موسسه دل‌آواز عرضه كنم حق پخش آن را خريدم.

وي درباره نحوه تهيه آوازهاي اين فيلم گفت: به جز تصنيف‌ها ساير آوازهاي فيلم را در كوه ضبط كردم و بعد با همكاري حسين عليزاده در استوديو؛ آن را اصلاح و تقويت كردم البته نقش فريدون مشيري به عنوان سراينده اشعار و زحماتي كه كشيده است بسيار مهم و قابل تقدير است.

شجريان گفت: متاسفانه فيلم دلشدگان به اندازه‌اي سانسور شد كه ارتباط شخصيت‌هاي فيلم از بين رفته است.

شجريان درباره حضور موسيقي در آيين‌هاي مذهبي مانند اذان مرحوم موذن‌زاده گفت: اذان موذن‌زاده دو خصوصيت اصلي دارد يكي آنكه اين اذان در دستگاه بيات ترك اجرا شده است كه با گوش ما بسيار آشنا است و دوم آنكه موذن‌زاده آن را با يك خلوص نیت خوانده است. من بيش از 60 سال است كه اين اذان را گوش مي‌دهم و تاثير خوبي بر روي من گذاشته است.

در اين مراسم كه هنرمنداني همچون مهتاب نصيرپور، افشين هاشمي، ترانه عليدوستي، مهتاب كرامتي، لاله اسكندري، سميرا رياضي و بسياري از هنرمندان سينما حضور داشتند؛ داود رشيدي درحالیکه سوالات را ممیزی و سپس طرح می کرد؛ با تشكر از حضور شجريان لوح تقديري را ازسوي انجمن و به وسيله محمد سرير به وي اهدا كرد.

 

منبع : http://www.tabnak.ir/fa/news/80072/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%BA%D9%85%DA%AF%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%8A%D9%82%D9%8A-%D8%B3%D9%86%D8%AA%D9%8A

ذولفنون

جلال ذوالفنون سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی با خانواده به تهران آمد، تار پدر و ویلن برادرش او را با موسیقی آشنا کرد و از ده سالگی به نوازندگی سه تار پرداخت.

برای ادامه موسیقی به هنرستان موسیقی ملی رفت، در آنجا سه تار چندان مورد استفاده نبود و او اجباراً تار را برگزید. با سازهای دیگر چون ویلن نیز آشنا شد و آن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت و در این حال سه تار را همچنان می نواخت. در هنرستان از رهنمودهای مرحوم  موسی خان معروفی در زمینه تکنیک سه تار برخوردار شد و به این ترتیب هشت سال آموزش وی در هنرستان به فراگیری سه تار، تار و ویلن گذشت.
همزمان با تاسیس رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا به آنجا راه یافت و با شخصیت های ارجمند موسیقی ایران نظیر مرحوم  نورعلی_برومند و  داریوش_صفوت آشنا شد و از این رو شناخت تازه ای از موسیقی اصیل و امکانات وسیع سه تار کسب کرد.
از سال ۱۳۴۶فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد و در ادامه راه از روش‌های اساتیدی چون  ابوالحسن صبا،  ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائی‌های ارزنده مرحوم استاد  احمد عبادی بهرهٔ فراوان یافت.
پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی استادان  یوسف فروتن و  سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه تار بودند بر خوردار گردید.
او تا به حال در کنسرت ها و برنامه های متعدد هنری داخل و خارج کشور شرکت داشته و آثار هنری بسیاری از خود به جای گذاشته است.
در سال های آخر زندگی، او بیشتر به تدریس و تحقیق در زمینه نوازندگی سه تار پرداخت. در این رهگذر به شیوه‌ها و روش‌های تازه‌ای پرداخته که حاصل آن تألیف کتاب‌هایی در زمینهٔ آموزش و تکنیک سه تار و همچنین ضبط برنامه‌های متعددی به صورت کاست مخصوصا آثار ماندگاری چون  گل صدبرگ و  آتش د ر نیستان با صدای شهرام ناظری و همچنین آثاری برای تکنوازی از جمله آلبوم‌های  پرند،  پیوند،  پرواز،  دل آوا،  دانه های_مروارید،  رقص مضراب و … است.
جلال ذوالفنون در 28 اسفند 1390 در کرج درگذشت و دوم فروردین 91 در میان تشییع جمعیت زیادی از علاقمندان ش در امامزاده طاهر به خاک سپرده شد.
بی شک، نقش استاد ذوالفنون در اشاعه سه تار بعنوان سازی قابل در تکنوازی و گروه نوازی، بسیار بالا بوده است.

می توانید در این آدرس به قطعه ای نواخته شده توسط استاد ذالفنون گوش فرا دهید   https://t.me/setarhome/1418

راهشان پررهرو
@setarhome