رضا محجوبی

استاد رضا محجوبی در سال ۱۲۷۷ در تهران متولد شد. سکونت این خانواده در باغ شاهزاده بود. پدرش عباسعلی معروف به ناظر مرد با ذوقی بود و نی می نواخت. مادرش فخرالسادات که وی با نواختن پیانو آشنا بود و همین سبب شد او و مرتضی در کودکی با موسیقی آشنا شوند و موسیقی را به عنوان هنر و حرفه اصلی خود برگزینند.

اولین استادش حسین آهنگ آفرین افسر موزیک ارتش بود. و سپس نزد ابراهیم آژنگ کار کرد. اما از آنجا که به فراگیری قواعد موسیقی علاقه ای نداشت از شاگردی ابراهیم آرژنگ محروم شد. رضا محجوبی که بیشتر مایل بود موسیقی را از راه گوش بیاموزد و این سبب شد با شوق فراوان نزد حسین خان اسماعیل زاده استاد و نوازنده کمانچه رفت و چند سالی از محضر او که با کمانچه به شاگردانش تعلیم ویولن می داد استفاده کرد. وقتی که پدرش اولین کافه را در خیابان لاله زار دایر کرد او و مرتضی در آنجا برنامه هایی اجرا کردند و ساز او که درآن زمان حدود ۱۶ سال داشت شنیدنی بود.

رضا محجوبی

رضا محجوبی

او با برادرش در کافه ی پدری، به نوازندگی می پرداخت و سپس با استادانی چون درویش خان ، حاجی خان ضرب گیر، طاهرزاده، علی اکبرخان شهنازی، مرتضی نی داوود و حسن قصاب به اجرای کنسرت پرداخت. رضا تا سال 1302 از هنرمندان مطرح تهران بود و کلاسی نیز در خیابان لاله زار برپا داشته بود و در همین هنگام چند کنسرت با عارف و درویش خان در گراند هتل داد.
روح الله  خالقی و مجید وفادار از شاگردان او بودند. پس از این دوران وضعیت روحی او تغییر یافت و گرچه هیچگاه به معنای واقعی دیوانه نبود،اما به نام ” رضا دیوانه “مشهور گردید.

استاد رضا محجوبی در حدود ۲۵ سالگی جوان منظمی بود و در تهران کلاسی دایر کرده بود و ضمن تعلیم شاگردان به آهنگ سازی و اجرای کنسرت می پرداخت. اما در همان حدود به بیماری عصبی دچار شد و نظم و ترتیب و عادات یک انسان متعارف اجتماع را از دست داد. دوستانش را خوب می شناخت و به هنگام عبور از خیابان اگر میدیدشان با آنها به گفتگو می پرداخت و از مطالبی سخن می گفت که قابل درک نبود. ولی گاهی در مجلس دوستان حضور می یافت و حتی ویولن می نواخت و صدای سازش  خاص بود و نواهای بسیار دلنشینی از زیر انگشتانش بیرون می آمد که هر شنونده ای را از خود بی خود می کرد. رضا محجوبی در بیست و نه تیر ۱۳۳۳ در سن ۵۶ سالگی در وضعیت دلخراشی درگذشت .

از آثار ماندگار استاد رضا محجوبی آهنگ کاروان برای ویولن در آواز دشتی  که بعدها توسط استاد صبا تکمیل شد ،پیش در آمد اصفهان، رنگ ابوعطا و ترانه دلنشین و بی نظیر خاموشی با صدای بانو الهه را می توان نام برد.

استاد ناصر فرهنگ فر

استاد ناصر_فرهنگ‌فر در چهارم آبان ماه ۱۳۲۶ هجری شمسی در شهرری متولد شد. پدرش که کارمند شهربانی بود تار می‌نوا خت و عمویش تمبک، با این وجود پدر مخالف ساززدن ناصر بود. جد مادریش میرزا مهدی خوشنویس از خوشنویسان مشهور دوره قاجار بود.

استعداد درخشان این هنرمند در همان دوران کودکی و تنها وقتی ۷ سال داشت نمایان شد، وی با کوزه‌ های گلی نخستین تمرینات خود را انجام می‌داد و بعدها با خرید تنبک عمویش که ساز نفیسی در دوران خود بود، شروع به فراگیری این ساز کرد، در همین دوران علاقه و ممارست وی در فراگیری تنبک پیشرفت چشمگیری را برای وی به همراه داشت. فرهنگ‌ فر داشته‌ های مقدماتی تنبک را نزد یکی از اقوام خود محمد ترکمان که شاگرد امیرناصر افتتاح تنبک‌ نواز سرشناس دوران به‌شمار می‌رفت، فرا گرفت. همین امر مقدمات دیدار وی با حسین تهرانی را برای او فراهم کرد. استعداد قابل ملاحظه فرهنگ فر، استاد حسین تهرانی را مجاب می‌کند تا که وی را به شاگردی بپذیرد. وی مدت کوتاهی در نزد این استاد شاگردی کرد که در بالابردن کیفیت نوازندگی و شکوفایی استعدادهای نهفته وی بسیار مؤثر بود و با راهنمایی او برای فراگیری نت مدت یک سال نزد محمد اسماعیلی کتاب تمبک استاد تهرانی را آموخت. در این دوره ناصر فرهنگ‌فر از داشته‌ های اساتید بنامی همچون عبدالله دوامی، سیدحسن میرخانی، سید حسین میرخانی و علی اکبر کاوه بهره جست.
علاقه فرهنگ‌ فر به شعر، ادبیات و خوشنویسی وی را به عنوان موسیقیدان آگاه به دیگر اقسام هنر مطرح کرد. وی در سرودن شعر و کار با قلم خطاطی نیز همچون نوازندگی تبحر داشت که همین امر سبب شد نوازندگی تحت تاثیر این هنرها قرار گیرد. در همان سال‌ها به اتفاق داوود گنجه‌ای به دانشکده هنرهای زیبا رفت و با استاد نور علی برومند و داریوش صفوت آشنا شد. در سال ۱۳۴۲ با آغاز کار مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس ساز تنبک به فعالیت پرداخت. در این مدت وی با تلاش خود تاثیرات قابل توجهی در شیوه نوازندگی ساز تنبک برجای گذاشت. پس از حدود یک دهه فعالیت در این مرکز در سال ۱۳۵۰ وارد رادیو و تلویزیون شد و به پیشنهاد دوستش بهمن رجبی در برنامه‌های هفت شهر عشق، گل‌های تازه و گلچین هفته با استاد بهاری و لطف‌الله مجد و … اجرای برنامه کرد.

استاد ناصر فرهنگ فر

استاد ناصر فرهنگ فر

فرهنگ‌فر نقش بسزایی در شکوفایی جریان موسیقایی گروه شیدا و عارف ایفا کرد.
چرا که فعالان عرصه موسیقی، به تمبک تنها به‌ عنوان سازی که همراهی‌ کننده در ارکستر است نگاه می‌کردند که نوازندگی فرهنگ‌ فر در این گروه‌ ها این ذهنیت را تا حدود بسیاری در میان اهالی موسیقی دگرگون کرد.
از اجرای ادوار ریتمیک با تکنیک‌های غیر مرسوم می‌ توان به عنوان برجسته‌ ترین خاصیت نوازندگی این استاد بنام یاد کرد.
شناخت وی از اوزان اشعار، خلا قیتش را در اجرای ادوار ریتمیک به‌ همراه داشت، چراکه این دورهای ریتمیک وابستگی بسیاری به اشعار کلاسیک دارند. فرهنگ‌فر در عین حال که در تکنو ازی ساز تنبک چیره‌ دست بود، ساده‌ نواز بسیار عالی نیز بود.

از سال ۵۱ با محمد رضا شجریان، محمد رضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داوود گنجه‌ای، پرویز مشکاتیان و … در جشن هنر شیراز برنامه‌های متعددی را اجرا کرد. در سال ۵۲ به همراه گروه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به بلژیک رفت و با گروه باله موریس بژار همکاری نمود و در همان سال همان برنامه را نیز در تخت جمشید اجرا نمود. در سال ۵۴ به دعوت رابرت ویلسون به نیویورک رفت و با گروه تئاتر وی همکاری کرد. عضویت وی در گروه شیدا و اجراهای زیبایش با محمدرضا لطفی در همین سال و در گروه عارف به همراه پرویز مشکاتیان و حسین علیزاده و.. در سال ۵۶ و با تاسیس گروه هنری چاووش تا سال ۶۳ ادامه یافت. آثاری که از وی به جای مانده نشان می‌ دهد درک ملودیک این نوازنده بالا بوده است که به همین خاطر وی در گروه‌ نوازی نیز موثر عمل می‌ کرد.
استاد ناصر فرهنگ فر بعد از دوران اوج که در آلبوم بسته_نگار با تار محمد رضا لطفی تنبک نواخت، کم‌کم گوشه‌ نشین شد و خلوت گزید.
فرهنگ‌ فر طبع و قریحه خاصی در سرودن شعر و غزل داشت. در شعر متمایل به ایرج میرزا بود و اشعار طنز گونه‌ ای از خود برجا گذاشت. اولین غز لش را در سن ۱۲سالگی سرود. غزلی که فقط چند بیت از آن باقی مانده‌ است:

تا اشک من ترانه غم ساز می‌ کند
صدها هزار عقده دل باز می‌ کند
سر فصل داغ و درد مرا در کتاب عمر
افسانه نگاه تو آغاز می‌ کند

از تصنیف‌ هایش نیز می‌ توان به صور تگر_چین ، پیر_می‌_فروش و … اشاره کرد. ناصر فرهنگ‌ فر پس از یک دوره کناره‌ گیری و انزوای کاری در روز پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۷۶ در ۵۰ سالگی چشم از جهان فرو بست.
یادشان جاوید و راهشان پرر هرو !

موسیقی سنتی و سه تار

گوشه مثنوی و جایگاه آن در دستگاه و آواز های ایرانی

در میان دستگاه و آواز های ایرانی ، گوشه ها یی وجود دارند که در همه دستگاه ها اجرا می شوند و یا می توان آنها را در همه دستگاه ها اجرا نمود. مانند کرشمه ، بسته نگار ، حزین و … که اکثر این گوشه ها بیشتر قابلیت اجرا با ساز و تکنیک های نوازندگی را دارند و از خاصیت ضربی یا ریتمیک بودن آنها در اجرای دستگاه ها و توالی نواختن ردیف ، استفاده می شود اما در بین این گوشه ها ،گوشه مثنوی مخصوص آواز خوانی است که نقطه عطف آواز و پایانی آرام و با احساس برای خواننده است زیرا که مثنوی ها معمولا در انتهای هر آواز ( پس از درآمد ، گوشه های رایج هر دستگاه ، اوج و … ) خوانده می شوند و مروری کوتاه بر آنچه خوانده شد ، می باشند.

زمانی که از اشعار مثنوی معنوی مولانا در آواز ها استفاده شد ، برای نخستین بار به خاطر علاقه ای که به کتاب مثنوی معنوی داشتند ، شیوه ای به نام مثنوی_خوانی به وجود آمد.
این شیوه تنها مخصوص اشعار کتاب مثنوی معنوی بود، نه اینکه هر مثنوی دیگری ( مثلا شاهنامه فردوسی یا مخرن الاسرار نظامی و … ) را بتوان در این شیوه اجرا کرد و از این رو آنچه که به این شیوه آواز شخصیت می دهد ، نخست: لحن پندآموز ، روایی و حکایت گونه و در ثانی بحر عروضی فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ” می باشد. (یکی دیگر از این وزن های مهم فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هست)

امروزه نیز گوشه مثنوی باید با شعری ( می خواهد مثنوی باشد یا غزل یا .. ) اجرا شود که فقط و فقط هم وزن کتاب مثنوی معنوی باشد. تنها استثنا در این مورد زمانی است که با اضافه شدن یک رکن اضافی در هر مصرع بحر رمل مسدس به بحر ” رمل مثمن = فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ” تبدیل شود. نمونه این نوع مثنوی خوانی ، مثنوی مخالف بر روی شعر سعدی ( دوش دور از رویت ای جان ، جانم از غم تاب داشت … ) می باشد که در نوار دستان استاد شجریان آن را اجرا کردند.

گوشه مثنوی در افشاری ، مفصل تر اجرا می شود ( به قول یکی از اساتید ، مثنوی افشاری ، مثنوی مادر است ) و مثنوی های دیگر از نظر ملودی با مثنوی پیچ ارتباط قطعی دارند. همانطور که میدانید به مثنوی افشاری، مثنوی پیچ نیز گفته می شود.

مثنوی هایی که از قدیم معمول بوده اند مثنوی هایی است که در آوازهای افشاری، اصفهان و بیات ترک خوانده می شوند و مثنوی هایی که در آواز ابوعطا و دستگاه های شور و همایون اجرا میشوند، زیاد معمول نیستند قالب مثنوی علاوه بر گوشه مثنوی در گوشه هایی مانند شاه ختایی، پهلوی،حدی و لیلی مجنون نیز میتواند استفاده شود.

برگرفته از صفحه جناب عماد حنیفه…

برای نمونه می توانید

 

اسدالله ملک
اسدالله ملک

اسدالله ملک     از نوادر موسیقی ایرانی  در ۱۴ مرداد سال ۱۳۲۰در محله «دروازه دولت» تهران متولد شد. در ایام کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد بوالحسن_صبا بود و بزودی جز شاگردان خاص ایشان محسوب شد.
او شاگرد اساتیدی چون روح الله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و… نیز بود و به تکمیل آموخته‌های خویش و تجربه اندوزی مشغول گشت. در همان سالها خالقی، او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره می‌شد پذیرفت و بدین ترتیب درِ بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی ملک باز شد. بعد از آن سالها اسدالله ملک از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شد و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا گردید.

آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط می‌شود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با نواختن قطعه گریه_لیلی در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر-می-دو-لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا-می) و اجرای آنها با ویولن، شهرت فراوان یافت و از آن پس او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.

اسدالله ملک

اسدالله ملک

از جمله خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند می‌توان به اکبر گلپایگانی ، محمود محمودی خوانساری ، ایرج، بهرام حصیری ، شجریان ، کوروس سرهنگ زاده و… اشاره نمود که ثمره سالها همکاری آنها با استاد ملک آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و… است که سالها مورد اقبال مردم ایران بوده‌است.

اسدالله ملک در بهمن ۱۳۸۰ درگذشت.

یهودی_منوهین نوازنده معروف ویلن که از بهترین‌های تاریخ موسیقی جهان محسوب می‌شود، در سفرش به ایران به صورت اتفاقی با نوازندگی اسدالله ملِک آشنا و به شدت شیفته مکتب استاد می‌شود که این آشنایی موجب دعوت‌های بین‌المللی از استاد ملک می‌شود.
ملک به همراه گروهی از اساتید در جشنواره‌هایی در ایتالیا و فرانسه و… شرکت می‌کند و رتبه اول را در برخی جشنواره‌ها نصیب خود کرد. ویلن ملک  را باید در تراز بهترینها قرار داد .

روحش شاد و یادشان جاوید باد!

استاد معین تند دست

برخی از عادات نادرست نوازندگان
در زمان تمرین بر روی ساز

چندین مورد که در مرور زمان موجب مشکلات در نوازندگان میشود عبارتست از:

1- تمرین طولانی مدت بدون هیچ وقفه و استراحت، بالاخص نوازندگی با سرعت بالا که زمانی برای استراحت عضلات در آن وجود نداشته باشد.moein-back

2- بعد از یک وقفه کوتاه یا بلند مدت در نوازندگی و یا هنگامی که به تعطیلات رفته اید و دور از ساز هستید بعد از آن یک تمرین کافی و طولانی نباید انجام گیرد بلکه باید بتدریج و رفته رفته بر مقدار تمرین خود اضافه نمایید.

3- نوازندگی با استیل نادرست مانند وضعیت اشتباه در نوازندگی و یا نشستن ناصحیح دردهایی را در ناحیه کمر و گردن و بازو ایجاد مینماید.
تمرین اشتباه، بیشترین تاثیرات را در گرفتگی های عضلانی دارد.

4- در هنگام تمرین، درگیر کردن تمامی عضلات و ایجاد یک تعادل میان آنها الزامیست.
بعنوان مثال تمرین بر روی یکی از دست ها و عدم تمرین دست مقابل صحیح نیست و یا تمرینات متعدد تکنیکی تنها برای یکی از دست ها و در حالتی موشکافانه تر نیز وقتی در تمرینات انگشتان شما رو به پایین است باید تمرینی را نیز انجام دهید تا انگشتان در جهت مخالف نیز تحرک داشته باشند.

5- ایجاد هرگونه زاویه نامناسب و غیر استاندارد در دست ها؛ فشار بر روی مچ ها و انجام حرکات بی مورد.

6- بی تحرکی و تکان ندادن مچ در مدت طولانی نیز موجبات انقباضات عضلانی میشود.

7- انجام تمرینات با فشار آوردن بیش از حد بر روی انگشتان و ساز؛ این بیشتر در مواقعی رخ میدهد که دست چپ و راست شما هنوز به تفکیک عصبی – عضلانی مناسبی نرسیده است؛ هنگامی که دست راست محکم مینوازد دست چپ نیز محکم سیم و یا بر روی کلید ها فشار می آورد.

8- پرت کردن با فشار انگشتان بالاخص هنگامی که میخواهید با صدای بلندتری بنوازید.

9– تحت تاثیر قرار گرفتن از استیل و نوازندگی سایر نوازندگان و خطر از قبول اینکه همه نوازندگان میتوانند تمریناتی یکسان و مدت تمرین مشابه انجام دهند،
غیرقابل تصور و اجرا است و بستگی به نیرو و توانایی و حتی فیزیک بدنی شما دارد.
برخی از نوازندگان بدنی قوی و ساختاری قدرتمند دارند و چنین تجربیاتی برایشان مشکلی ایجاد نمی نماید حتی اگر دارای تکنیک و استیلی ضعیف باشند.

10- اعتیادی سخت به تمرین نه انجام آن با لذت

11- انتخاب ورزشی نامناسب و فعالیتهایی که شاید به موسیقی ربطی نداشته باشد اما تاثیر فراوانی در نوازندگی شما دارد.