Dariush_Pirniakan

استاد داریوش پیرنیاکان نوازنده تار

داریوش_پیرنیاکان با نام اصلی #ابوالقاسم_پیرنیاکان_گرگری در ۲۳فروردین سال ۱۳۳۴ در شهر گرگر (هادی‌شهر) از توابع شهرستان جلفا در استان آذربایجان شرقی متولد شد. او آموختن تار را از ۱۲ سالگی در شهر تبریز و نزد #محمدحسن_عذاری (از شاگردان درویش‌خان) آغاز کرد. پیرنیاکان از سال ۱۳۵۳، در رشتهٔ موسیقی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و همزمان فراگیری دوره عالی ردیف موسیقی ایرانی را زیر نظر استاد Dariush_Pirniakan 2#علی_اکبر_خان_شهنازی آغاز کرد. او در دانشکده هنرهای زیبا با استاد داریوش صفوت آشنا شد و از طریق او به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی راه یافت. در این مرکز با استادانی چون یوسف فروتن، سعید هرمزی و محمود کریمی آشنا شد و از آموزش‌های آنان بهره برد.
پیرنیاکان، پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه تهران، همچنان تا سال ۱۳۶۷ در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تدریس و کار با گروه‌های موسیقی ادامه داد.

داریوش پیرنیاکان، همکاری خود را با #محمدرضا_شجریان از سال ۱۳۵۸ آغاز کرد. حاصل این همکاری، کنسرت‌هایی در کشورهای آمریکا، کانادا، انگلستان، فرانسه، سوئیس، سوئد و نروژ و انتشار آلبوم‌های یاد ایام، پیام نسیم، سرو چمان، رسوای دل، آسمان عشق، جان عشاق و آرام جان بود.

پیرنیاکان در سال ۱۳۸۰، گروه موسیقی #شهنازی را بنیان گذاشت. او در همان سال نشان درجه یک هنری را از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کرد.
پیرنیاکان استاد دانشگاه تهران، عضو هیئت مدیره خانه موسیقی و سرپرست گروه شهنازی بوده و هم‌اینک در کانون فرهنگی عارف و آموزشگاه چاووش به تدریس تار و سه‌تار مشغول است.Dariush_Pirniakan 3

پیرنیاکان در نوازندگی تار از شیوه فاخر علی اکبر شهنازی بهره می‌جوید اما در نوانس، صدادهی و رنگ‌آمیزی صوتی به تجربیاتی نو دست یافته‌است. او همچنین نت نگاری ردیف #آقاحسینقلی را به روایت علی‌اکبر شهنازی انجام داده و توسط مؤسسه فرهنگی هنری ماهور به چاپ رسانیده‌است. مجموعه قطعاتی از ساخته‌های پیرنیاکان نیز با نام #جلوه_یار توسط همین مؤسسه منتشر شده‌است…

moin-pic-1

نکاتی پیرامون آوازِ ابوعطا

آواز ابوعطا، یکی از آوازهای چهار گانهٔ متعلق به دستگاه شور در موسیقی ایرانی (به همراه افشاری، دشتی و بیات ترک) است. ابوعطا با القاب دیگری مانند سارنج (صلحی) و دستان عرب نیز شناخته می‌شود.

از دیدگاه متافیزیکی، انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می‌رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می‌اندیشد.
فواصل آن با فواصل دستگاه شور یکی است و تنها اختلاف آن با شور در توقّف مکرّر ابوعطا روی درجهٔ چهارم (نت شاهد) و درجهٔ دوم (نت ایست) می‌باشد و درجهٔ پنجم ثابت است.
در نغمهٔ ابوعطا، نت متغیر وجود ندارد.

در ردیف موسیقی موسی معروفی گوشه‌های ابوعطا بعد از شش درآمد، عبارت‌اند از: محمد صادق خانی، کرشمه، سیخی، تک مقدم (که نوعی تحریر است)، حزین، حجاز (که در سه قسمت ذکر گردیده و مهم‌ترین گوشهٔ ابوعطاست)، بسته نگار، بغدادی (که شبیه حجاز است)، دوبیتی، شمالی، چهار باغ، گبری، رامکلی، فرود و مثنوی.

در ردیف منقول ابوالحسن صبا، گوشهٔ #خسرو_شیرین نیز در ابوعطا ذکر شده‌است.
آواز ابوعطا در میان مقام‌های قدیم به چشم نمی‌خورد اما از مقام‌های قدیم، فواصل جان فزا، بوستان و حسینی با ابوعطا مطابقت دارند.
این آواز چند گوشه هم که نامهای بخصوص دارد نواخته می‌شود که از همه مهمتر گوشه #حجاز است که نخست روی درجه پنجم گام شور می ایستد و سپس به درجه اول گام شور فرود می آید، ابوعطا در محدودهٔ حجاز دارای نغمه‌هایی نزدیک به الحان عربی است. اما آواز ابوعطا خود مورد پسند و به ذوق ایرانیان است.

با اینکه ابوعطا با نام دستان عرب هم شناخته میشود و در گوشه هایی از آن بسیار به نغمه های عربی نزدیک است اما دستگاه ابوعطا کاملا ایرانی و اصیل است. یکی از آثار معروف در این دستگاه، آلبوم #عشق_داند ، اثر مشترک اساتید محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی است.

گوشه‌های ابوعطا

این آواز در ردیف میرزا عبداللّه دارای گوشه‌های زیر است:

#رامکلی
#درآمد
َیَخی
#حجاز
#بسته‌_نگار
#یقولون
#چهارپاره_بغدادی
َبری

(برگرفته از صفحه استاد پاشا رجبلو)

https://t.me/setarhome

استاد شجریان

غمگین بودن موسیقی سنتی از نظر استاد شجریان

شانزدهمین تست سالانه انجمن بازیگران سینمای ایران عصر دیروز( ۱۵ دی ماه) با حضور محمدرضا شجریان در خانه سینما برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ محمدرضا شجریان با اشاره به وضعیت فعلی جامعه گفت: این روزها؛ روزهای مهم و خوبی است که در زندگی و تاریخ ما باقی خواهد ماند.

شجریان درباره اساتیدی که در طول سال‌ها از آنها مطلب فرا گرفته؛ گفت: اساتید من یکی دو نفر نبودند و من سعی کردم از هر کسی مطلبی بیاموزم اما استاد احمد عبادی، مهرتاش، فرامرز پاپور، دوامی، برومند و جلیل شهناز … بسیار نکته‌ها در موسیقی را به من آموختند.

شجریان با اشاره به نقش جامعه باربد در ارتقاء موسیقی و هنر کشور گفت: جامعه باربد همانطور که نقش بزرگی در سینما موسیقی ایفا کرد؛ حضور بسزایی هم در حوزه سینما داشت.

وی درباره تفاوت‌ها و شباهت‌های بازیگری و خوانندگی گفت: نوع خوانندگی من بازیگری به دنبال ندارد اما ما در بیان شعر بازیگری می‌کنیم. من همیشه به شاگردانم می‌گویم که شعر را روایت نکنند بلکه باید بازیگری کنند. خواننده باید شعر را به‌گونه‌ای بخواند که روی مخاطب تاثیر بگذارد. در بازیگری نیز صدا بسیار مهم است و یک بازیگر تئاتر هنر خود را با بیان و صدا آغاز می‌کند.

وی با ذکر خاطره‌ای از غلامحسین بنان گفت: بنان به شاگردانش می‌گفت باید همانطور که حرف می‌زنید شعر را بخوانید و نباید شعر را خارج از عرف حرف زدن خواند.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره نقش هنر در جامعه امروز گفت: هنر وسیله‌ای برای شناخت هنرمند است اما باید دید که در پشت هنری که عرضه می‌شود چه کسی حضور دارد. هنرمند باید دقت کند همانطور که شناخته شده است؛ رفتار کند و رفتارش به صورتی نباشد که مردم را از هنر او دلزده کند.

وی ادامه داد: هنرمند حق ندارد هنر خود را در زمان‌ها و مکان‌هایی که مناسب نیست؛ عرضه کند.
شجریان با اشاره به لزوم اعتماد مردم به هنرمند افزود: در رفتار همه انسان‌ها و به خصوص هنرمندان دو نکته اساسی وجود دارد اول نگاه است و دوم صدا. هیچ فردی نمی‌تواند شخصیت و نیت خود را پشت دفتر نگاهش مخفی کند و صدا نیز به نوعی عطر آدم‌ها است. مردم به خوبی متوجه می‌شوند که چه کسی با صدای خود دروغ می‌گوید و اگر فردی فکر کند که مردم نمی‌فهمند، خود را به نفهمی زده است.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره اهداف خود از ساختن سازهای جدید گفت: در موسیقی ایرانی نزدیک به ۱۲۰ نوع ساز وجود دارد اما متاسفانه ارکسترهای ما شکوه و عظمت ارکسترهای غربی را ندارد. پس از بررسی های بسیار متوجه شدم سازهایی که صدای بم داشته باشند در موسیقی ما کم است و بم‌ترین سازها عود است درحالی که از صدای عود بم‌تر نیز وجود دارد، پس از بررسی سازهای دنیا، سازهای جدید را طراحی کردم و هرچند بعضا مخالفت‌هایی نیز با این سازها می‌شد اما تاکنون ۹ ساز را طراحی کردم و درحالی طراحی چند ساز دیگر نیز هستم و طراحی ساز اتفاقی است که در همه جای دنیا می‌افتد.

شجریان درباره اهمیت ریتم در خوانندگی و بازیگری گفت: ریتم در همه شئون زندگی ما وجود دارد از غذا خوردن تا صحبت کردن و اساس زندگی و حرکت کائنات نیز براساس ریتم است. برای یک بازیگر و خواننده هم ریتم حرف اول را می‌زند حتی سکوت نیز باید در خدمت ریتم باشد.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره رابطه شعر و ادبیات یا موسیقی و آواز گفت: شعر و موسیقی مکمل یکدیگرند و اما موسیقی فراتر از شعر و حتی فراتر از هر هنری است و اگر از سینما موسیقی را بگیریم؛ فیلم تاثیر خود را از دست می‌دهد

وی ادامه داد: در هر شعری یک موسیقی وجود دارد. خواننده باید موسیقی شعر را کشف کند و اگر موسیقی شعر عوض شود معنی شعر نیز عوض می‌شود. آهنگسازان موسیقی متن فیلم نیز در اصل ریتم و موسیقی فیلم را کشف می‌کنند.

شجریان در رابطه با وضعیت امروز موسیقی و رابطه جوانان با موسیقی ینتی و اصیل گفت: ما نمی‌توانیم برای افراد نسخه بدهیم که به چه نوع موسیقی گوش کنند و خود من نیز تعصب ندارم که حتما همه باید موسیقی ایرانی گوش بدهند، بلکه معتقدم باید موسیقی خوب را به اندازه‌ای تولید کنیم که مردم جذب شوند.

وی با اشاره به لزوم آموزش موسیقی در دوران کودکی گفت: آموزش موسیقی باید از دوره جنینی آغاز شود زیرا هر آهنگی که مادر گوش می‌دهد جنین او نیز می‌شنود و در نوع سلیقه کودک در آینده تاثیر دارد.

وی با اشاره به وضعیت موسیقی پاپ گفت: امروز موسیقی پاپ ایرانی موسیقی نژادی ایرانی را در خود ندارد، این موسیقی سنتی بسیار سنگین است و اینکه تصور کنیم باید کودکان نیز موسیقی سنتی گوش کنند درست نیست بلکه مهم این است که موسیقی درست گوش کنند.

شجریان در پاسخ به سوالی درباره غمگین بودن فضای موسیقی اصیل ایرانی گفت: موسیقی هر ملتی نشان‌دهنده اتفاقات و فضای است که در طول تاریخ بر آن ملت رفته است و البته باید بدانیم که بین موسیقی اصیل و سنتی تفاوت وجود دارد. موسیقی اصیل؛ سنتی نیست اما موسیقی سنتی می‌تواند اصیل هم باشد، در طول تاریخ سنت‌ها در حال نو شدن و تازه شدن است.

وی ادامه داد: اگر عده‌ای فکر می‌کنند که این موسیقی غمگین است باید ببینیم که در طول تاریخ بر مردم ما چه رفته است.

وی ادامه داد: ظرفیت و پتانسیل موسیقی ایرانی بسیار بالا است و اگر موسیقی جهان ۲ گام دارد موسیقی ایرانی صفر گام دارد و اما زمانی که شما معتقد هستید موسیقی حرام است در نتیجه موسیقیدان و هنرمند تربیت نمی‌شود و هنر موسیقی نیز بروز و ظهور پیدا نمی‌کند.

شجریان درباره اجرای هماهنگ و همزمان چند خواننده گفت: از گذشته مواردی بوده است که یک یا چند خواننده موسیقی (انسانی را روایت می‌کردند مانند داستان پیر جنگی که ۵۰ سال پیش اجرا می‌شد) اما همخوانی من با همایون فی‌البداهه و هماهنگ شده است.

وی درباره بداهه‌پردازی گفت: ارزش کار خواننده در ایران به بداهه خوانی است و لطف آواز ایرانی در بداهه‌خوانی است و باید دو شب کنسرت یک خواننده شبیه هم نباشد.

شجریان با ذکر خاطره‌ای از علی حاتمی درباره حضور آواز خود در فیلم دلشدگان گفت: در زمانی که ابتدا ازسوی علی حاتمی برای همکاری در این فیلم دعوت شدم تمایلی نداشتم زیرا خاطره خوبی از حضور خوانندگان در فیلم‌ها نداشتم و درنهایت به شرطی این کار را قبول کردم که اعلام کنند شجریان به صورت افتخاری در فیلم حضور یافته است و حتی زمانی که قصد داشتم تا لوح فشرده آن را از طریق موسسه دل‌آواز عرضه کنم حق پخش آن را خریدم.

وی درباره نحوه تهیه آوازهای این فیلم گفت: به جز تصنیف‌ها سایر آوازهای فیلم را در کوه ضبط کردم و بعد با همکاری حسین علیزاده در استودیو؛ آن را اصلاح و تقویت کردم البته نقش فریدون مشیری به عنوان سراینده اشعار و زحماتی که کشیده است بسیار مهم و قابل تقدیر است.

شجریان گفت: متاسفانه فیلم دلشدگان به اندازه‌ای سانسور شد که ارتباط شخصیت‌های فیلم از بین رفته است.

شجریان درباره حضور موسیقی در آیین‌های مذهبی مانند اذان مرحوم موذن‌زاده گفت: اذان موذن‌زاده دو خصوصیت اصلی دارد یکی آنکه این اذان در دستگاه بیات ترک اجرا شده است که با گوش ما بسیار آشنا است و دوم آنکه موذن‌زاده آن را با یک خلوص نیت خوانده است. من بیش از ۶۰ سال است که این اذان را گوش می‌دهم و تاثیر خوبی بر روی من گذاشته است.

در این مراسم که هنرمندانی همچون مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی، ترانه علیدوستی، مهتاب کرامتی، لاله اسکندری، سمیرا ریاضی و بسیاری از هنرمندان سینما حضور داشتند؛ داود رشیدی درحالیکه سوالات را ممیزی و سپس طرح می کرد؛ با تشکر از حضور شجریان لوح تقدیری را ازسوی انجمن و به وسیله محمد سریر به وی اهدا کرد.

 

منبع : http://www.tabnak.ir/fa/news/80072/%D8%B4%D8%AC%D8%B1%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%BA%D9%85%DA%AF%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%8A%D9%82%D9%8A-%D8%B3%D9%86%D8%AA%D9%8A

ذولفنون

استاد جلال_ذوالفنون

جلال ذوالفنون سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی با خانواده به تهران آمد، تار پدر و ویلن برادرش او را با موسیقی آشنا کرد و از ده سالگی به نوازندگی سه تار پرداخت.

برای ادامه موسیقی به هنرستان موسیقی ملی رفت، در آنجا سه تار چندان مورد استفاده نبود و او اجباراً تار را برگزید. با سازهای دیگر چون ویلن نیز آشنا شد و آن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت و در این حال سه تار را همچنان می نواخت. در هنرستان از رهنمودهای مرحوم  موسی خان معروفی در زمینه تکنیک سه تار برخوردار شد و به این ترتیب هشت سال آموزش وی در هنرستان به فراگیری سه تار، تار و ویلن گذشت.
همزمان با تاسیس رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا به آنجا راه یافت و با شخصیت های ارجمند موسیقی ایران نظیر مرحوم  نورعلی_برومند و  داریوش_صفوت آشنا شد و از این رو شناخت تازه ای از موسیقی اصیل و امکانات وسیع سه تار کسب کرد.
از سال ۱۳۴۶فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد و در ادامه راه از روش‌های اساتیدی چون  ابوالحسن صبا،  ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائی‌های ارزنده مرحوم استاد  احمد عبادی بهرهٔ فراوان یافت.
پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی استادان  یوسف فروتن و  سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه تار بودند بر خوردار گردید.
او تا به حال در کنسرت ها و برنامه های متعدد هنری داخل و خارج کشور شرکت داشته و آثار هنری بسیاری از خود به جای گذاشته است.
در سال های آخر زندگی، او بیشتر به تدریس و تحقیق در زمینه نوازندگی سه تار پرداخت. در این رهگذر به شیوه‌ها و روش‌های تازه‌ای پرداخته که حاصل آن تألیف کتاب‌هایی در زمینهٔ آموزش و تکنیک سه تار و همچنین ضبط برنامه‌های متعددی به صورت کاست مخصوصا آثار ماندگاری چون  گل صدبرگ و  آتش د ر نیستان با صدای شهرام ناظری و همچنین آثاری برای تکنوازی از جمله آلبوم‌های  پرند،  پیوند،  پرواز،  دل آوا،  دانه های_مروارید،  رقص مضراب و … است.
جلال ذوالفنون در ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ در کرج درگذشت و دوم فروردین ۹۱ در میان تشییع جمعیت زیادی از علاقمندان ش در امامزاده طاهر به خاک سپرده شد.
بی شک، نقش استاد ذوالفنون در اشاعه سه تار بعنوان سازی قابل در تکنوازی و گروه نوازی، بسیار بالا بوده است.

می توانید در این آدرس به قطعه ای نواخته شده توسط استاد ذالفنون گوش فرا دهید   https://t.me/setarhome/1418

راهشان پررهرو
@setarhome

استاد حسین تهرانی

استاد حسین تهرانی

حسین تهرانی (۱۲۹۰ تهران – ۷ اسفند ۱۳۵۲ تهران) از استادان برجستهٔ موسیقی ایرانی و نوازنده نامی تمبک بود.

وی در سال ۱۲۹۰ شمسی در تهران، خیابان ایران متولد شد و تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان امیر اتابک به پایان رساند. تهرانی در کودکی زحمات و مصائب فراوانی متحمل شده بود و آثار آلام و مصائب دوران طفولیت تا پایان عمر در چهره اش باقی بود.

 

وی در جوانی با آنکه از حیث مادی در مضیقه بود ولی هیچگاه از عشق خود که همین یک مشت پوست چوب باشد مأیوس نشد و ضرب را به زیر عبا می‌گرفت و با پشتکار و جدیت به نزد استاد خود، حسین‌ خان اسماعیل‌زاده می‌رفت. تهرانی از سال ۱۳۰۷ کار جدی خود را نزد اسماعیل‌زاده آغاز کرد.

چندی بعد تهرانی به محضر استادانی چون: رضاروانبخش،مهدی قیاسی و کنگرلو که در تنبک نوازی تبحری داشتند، راه یافت و به سبک هر یک آشنایی کامل پیدا کرد؛ ولی او استاد اصلی خود را ابوالحسن خان صبا می‌دانست زیرا نکات فراوانی از او آموخت که بعدها بسیار از آن بهره گرفت و آن قدر زحمت کشید تا در سایهٔ سعی و کوشش و عمل توانست با هر کوشش و نغمه‌ای، ریتم آن را با انگشتان سحرآور خود به روی ضرب بیاورد.استاد حسین تهرانی

او در سال اول تأسیس رادیو تهران در آن مؤسسه به فعالیت پرداخت و در سال ۱۳۲۳ به مدرسهٔ موسیقی کلنل وزیری راه یافت و تدریس تنبک را در آن مدرسه به عهده گرفت و کار خود را تا سال ۱۳۲۸ که هنرستان موسیقی ملی به همت روح‌الله خالقی شروع به کار کرد، ادامه داد.

آثار منتشر شده از این هنرمند گرانقدر به شرح زیر است :
کاست ضرب آهنگ که در طرف اول او صدای  لوکوموتیو را با تنبک ایجاد کرده‌است و در طرف دوم قطعهٔ  زرد ملیجه را با سنتور استاد فرامرز پایور اجرا کرده‌است. کاست  ضرب اصول هم کاری است از استاد پایور به همراهی تنبک استاد تهرانی که آهنگ زیبای «چهار مضرابی ماهور» اثر استاد ابوالحسن صبا هم در آن موجود است.

او برای اولین بار  نت‌ نگاری تنبک را انجام داد. او اولین کتاب آموزش تنبک را با همکاری  هوشنگ_ظریف و  مصطفی کمال_پورتراب و  حسین دهلوی به چاپ رساند.

روحش شاد و یادش گرامی…

 از این محل می توانید 

به قطعاتی از تنبک نوازی استاد گوش فرا دهید