ذولفنون

استاد جلال_ذوالفنون

جلال ذوالفنون سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی با خانواده به تهران آمد، تار پدر و ویلن برادرش او را با موسیقی آشنا کرد و از ده سالگی به نوازندگی سه تار پرداخت.

برای ادامه موسیقی به هنرستان موسیقی ملی رفت، در آنجا سه تار چندان مورد استفاده نبود و او اجباراً تار را برگزید. با سازهای دیگر چون ویلن نیز آشنا شد و آن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت و در این حال سه تار را همچنان می نواخت. در هنرستان از رهنمودهای مرحوم  موسی خان معروفی در زمینه تکنیک سه تار برخوردار شد و به این ترتیب هشت سال آموزش وی در هنرستان به فراگیری سه تار، تار و ویلن گذشت.
همزمان با تاسیس رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا به آنجا راه یافت و با شخصیت های ارجمند موسیقی ایران نظیر مرحوم  نورعلی_برومند و  داریوش_صفوت آشنا شد و از این رو شناخت تازه ای از موسیقی اصیل و امکانات وسیع سه تار کسب کرد.
از سال ۱۳۴۶فعالیت خود را روی سه تار متمرکز کرد و در ادامه راه از روش‌های اساتیدی چون  ابوالحسن صبا،  ارسلان درگاهی و همچنین راهنمائی‌های ارزنده مرحوم استاد  احمد عبادی بهرهٔ فراوان یافت.
پس از پایان دانشکده در همانجا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی استادان  یوسف فروتن و  سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه تار بودند بر خوردار گردید.
او تا به حال در کنسرت ها و برنامه های متعدد هنری داخل و خارج کشور شرکت داشته و آثار هنری بسیاری از خود به جای گذاشته است.
در سال های آخر زندگی، او بیشتر به تدریس و تحقیق در زمینه نوازندگی سه تار پرداخت. در این رهگذر به شیوه‌ها و روش‌های تازه‌ای پرداخته که حاصل آن تألیف کتاب‌هایی در زمینهٔ آموزش و تکنیک سه تار و همچنین ضبط برنامه‌های متعددی به صورت کاست مخصوصا آثار ماندگاری چون  گل صدبرگ و  آتش د ر نیستان با صدای شهرام ناظری و همچنین آثاری برای تکنوازی از جمله آلبوم‌های  پرند،  پیوند،  پرواز،  دل آوا،  دانه های_مروارید،  رقص مضراب و … است.
جلال ذوالفنون در ۲۸ اسفند ۱۳۹۰ در کرج درگذشت و دوم فروردین ۹۱ در میان تشییع جمعیت زیادی از علاقمندان ش در امامزاده طاهر به خاک سپرده شد.
بی شک، نقش استاد ذوالفنون در اشاعه سه تار بعنوان سازی قابل در تکنوازی و گروه نوازی، بسیار بالا بوده است.

می توانید در این آدرس به قطعه ای نواخته شده توسط استاد ذالفنون گوش فرا دهید   https://t.me/setarhome/1418

راهشان پررهرو
@setarhome

مسعود بختیاری -4

بهمن علاءالدین خواننده (متخلص به مسعود بختیاری)

بهمن علاءالدین (متخلص به مسعود بختیاری) خواننده، ترانه سرا و آهنگساز مشهور بختیاری روز “بیستم مهرماه سال ۱۳۱۹ در شهرستان” مسجدسلیمان” و در خانواده ای پرجمعیت، سنتی و با فرهنگ از تیره ” زیلایی” در طایفه” بهداروند” از ایل” هفت لنگ ” بختیاری متولد شد. پدر وی “میرزا محمد کریم” ، مردی صاحب سواد وفرهنگ، مومن و متدین، روشن ضمیر و نیکو سرشت بود که به ادامه تحصیل و آموزش فرزندان خود بسیار علاقمند بود و مادرش “حاجیه لیمو خانم” زنی پاکدامن و مادری مهربان بود که از صدایی خوب و سیرتی نیکو برخوردار و در تادیب و تربیت فرزندان خود بسیار کوشا و مراقب بود.
بهمن علاءالدین در سال ۱۳۲۴بعلت تغییر محل خدمت پدرخود که در آنزمان در شرکت نفت مسجد سلیمان مشغول خدمت بود، به همراه خانواده به” لالی” نقل مکان نمود و در سال۱۳۲۸ که اولین مدرسه ابتدایی بنام” دبستان فردوسی” در این شهر راه اندازی شد؛شروع به تحصیل نمود و سپس سالهای اول و دوم دبیر ستان را در “اَمبَل” و در “دبیرستان هنر” به پایان رساند و در سال ۱۳۳۶ و به دنبال باز نشسته شدن پدر از خدمت شرکت نفت ؛مجددا به مسجد سلیمان بازگشت و تا سال ۱۳۴۰در “دبیرستان امیر کبیر” این شهر دوره تحصیلات دبیرستانی خود را به پایان رساند. مسعود بختیاری
علاءالدین در مهر ماه سال۱۳۴۱ در” سپاه دانش” به خدمت نظام وظیفه درآمد ودر دیماه همین سال پس از پایان دوره آموزش اولیه خدمت، به “دهستان قیدار” از بخش سلطانیه شهرستان زنجان اعزام و اقدام به تاسیس اولین مدرسه ابتدایی در آنجا نمود. وی در تابستان ۱۳۴۲و در ادامه خدمت سپاه دانش به” دهستان تِمبی” از بخش ” قلعه تُل” منتقل و تا پایان خدمت سربازی و بعد از آن که بلافاصله به استخدام آموزش و پرورش در آمده بود، تا سال ۱۳۴۸ در آموزش و پرورش شهرستان های ” ایذه” و “باغملک” به خدمت خود ادامه داد.در سال ۱۳۴۸ به آموزش و پرورش ” اهواز” ودانشسرای مقدماتی این شهر منتقل و ضمن انجام ادامه خدمت،موفق به اخذ مدرک فوق دیپلم ادبیات گردیده و سپس در مدرسه “ماندانا” ( شهید شجرات) بعنوان دبیر و ناظم به ادامه خدمت مشغول گشت و سرانجام در سال ۱۳۷۳ نیز به افتخار بازنشستگی نایل گردید.(۱)
بهمن علاءالدین خواندن آواز و سرودن ترانه را از همان سالهای دوران تحصیلات ابتدایی در “لالی” و به صورت غیرحرفه ای آغاز کرد و از سال ۱۳۵۰ با ارایه نخستین و جاودانه ترین اثر خود” دختر لچک ریالی”، دوره اول فعالیت حرفه ای خود را بطور رسمی با همکاری رادیو و تلویزیون اهواز ونفت ملی آبادان و اجرای کنسرت هایی در هفت تپه ،کرمان و ماهشهرآغاز کرد و با ورود خود به عرصه موسیقی، موسیقی بختیاری را وارد فاز جدیدی از تجربه خود نمود.(۲)
بهمن علاءالدین در سال ۱۳۷۹ به شهرستان” کرج” نقل مکان نمود و پس از طی یک دوره بیماری کلیوی وعمل جراحی مثانه در “صبحگاه روز جمعه، دوازدهم آبانماه ۱۳۸۵ “،در سن ۶۶ سالگی،به علت نارسایی قلبی در بیمارستان” کسری” جهانشهر این شهر دار فانی را وداع گفت. پیکر بهمن علا الدین علیرغم میل درونی خانواده ، بستگان و طایفه اش و با وجود درخواست های گسترده و اصرارهای فراوان همتباران و علاقمندانش، بنا به برخی دلایل و از جمله ضرورت انجام مشورت و بررسی های لازم به منظور انتخاب یک مکان مناسب در دیار پهناور ایل و تبار خود ، طی یک مراسم با شکوه،با حضور جمع کثیری از دوستان ،هوادارن،هنرمندان ملی و محلی و همتبارانش که سراسیمه از سراسر کشور خود را به کرج رسانده بودند و با اجرای برنامه های مختلف توسط فرهیختگان و هنرمندان کشور و بختیاری تبار و با بدرقه نوای ساز چپی محلی بختیاری به رسم بزرگان قوم خود،تشییع و درجوار تربت برخی از هنرمندان و فرهیختگان برجسته کشور نظیر استاد غلامحسین بنان ، حبیب اله بدیعی،مرتضی حنانه ،هوشنگ گلشیری ، احمد شاملو ، دلکش ،احمد عبادی،تقی ظهوری، پوران ،آغاسی ، قوامی ،احمد محمود(اعطاء)، وزیری،محمود مشرف(م .آزاد) و…. “بطور امانت” در “بقعه متبرکه امامزاده طاهر(ع) کرج” به خاک سپرده شد.
آثار وی در موسیقی بختیاری شامل:
ــ مال کنون
ــ هی جار
ــ تاراز
ــ برافتو
ــ آستاره
ــ بهیگ
ـــ ویر
و برخی آثار دیگر……

moin-pic-2

ردیفهای موسیقی ایرانی

ردیفهای موسیقی ایرانی
جوهره اصلی موسیقی کلاسیک ایرانی را که قدمتی هزار ساله دارد باید در ردیف های مختلف موسیقای به ارث رسیده از استادان این هنر جستجو کرد. « رپرتوار موسیقی
کلاسیک ایرانی٬ همراه با نظم و ترتیب سنتی آن٬ «ردیف نامیده می شود. برخلاف رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی٬ که هر بخش آن را آهنگ ساز خاصی ساخته است و به
همان صورتی که در آغاز تصنیف شده اجرا می شود٬ ردیف مجموعه ملودی های سنّتی است که نوازندگان و موسیقیدانان در زمان های گوناگون جمع آوری کرده اند. بسیاری از
این ملودی ها به مایه های موسیقی شهری و روستائی باز می گردد هرچند با گذشت زمان منشأ و خاستگاه آنها فراموش شده است.
ملودی های موسیقی ایرانی از اواسط قرن سیزدهم هجری شمسی تحت عنوان ردیف نظم و ترتیب یافتند و راه تدریس موسیقی ایرانی را که رونقی تازه گرفته بود هموار کردند.
پیش از این تاریخ هر موسیقیدانی مجموعه ای از ملودی ها را به خاطر داشت و از آنها در اجرا یا تعلیم شاگردانش بهره می جست. کهن ترین ردیف ها ساخته دو استاد بزرگ
موسیقی ایرانی میرزا عبدالله و آقا حسینقلی است. این دو برادر همه عمر با اعتقاد و پشتکاری بی نظیر به تدریس ردیف های خویش گذراندند و ارزنده ترین موسیقیدانان و
نوازندگان نسل بعد از خود را تربیت کردند.
ردیف های استاد سه تار٬ میرزا عبدالله (۱۲۹۷­۱۲۲۲ هجری شمسی)٬ که حدود ۲۵۰ قطعه (گوشه) است٬ در هفت مجموعه بزرگ (دستگاه: شور٬ ماهور٬ همایون٬ سه گاه٬
چهارگاه٬ راست پنجگاه و نوا) و پنج مجموعه کوچک تر و ساده تر (آواز: بیات ترک٬ افشاری٬ ابوعطا٬ دشتی و اصفهان) تنظیم شده. این نظم و ترتیب در تمام ردیف های بعدی نیز
یکسان است. اما تعداد گوشه ها و نامگذاری آنها کم و بیش ممکن است متفاوت باشد. برای مثال استاد آواِز قرن حاضر٬ محمود کریمی٬ ردیفی را با ۱۴۵ گوشه به یادگار گذاشته
که به نظر می رسد تاکنون بیشترین تعداد گوشه در هر ردیف آوازی است. سبب فزونی گوشه ها در ردیف تار و سه تار نسبت به آواز٬ آن است که ردیف تار و سه تار علاوه بر دارا
بودن تمام گوشه های آوازی٬ گوشه هایی مختص به ساز نیز دارد٬ مانند چهار مضراب ها٬ رنگ ها و گوشه هایی مانند بسته نگار و مجلس افروز.
شکل گیری ردیف یا خانواده موسیقی دانانی شروع می شود که نوازندگان تار و سه تار بودند و از همین رو ردیف های اولیه بسیار وابسته و مأنوس با خصوصیات تکنیکی این دو
سازاند. افزون براین٬ چون روش استفاده از مضراب در سه تار اهمیّت بسیار دارد٬ ملودی های ردیف – که در اصل بیشترشان مختص آواز است – در ترکیب با سازهای مضرابی و
تحت تأثیر تکنیک آنها نظم بیشتری یافتند. این ملودی ها به دست موسیقی دانانی متبحر – که روشی هدفمندانه در جمع آوری ملودی ها به کار می بردند و طبعی ظریف
داشتند – به صورت بسیار دقیق و حساب شده در قالب یک موسیقی جدی و سامان یافته ریخته شد.
پیدایش ردیف به عنوان وسیله ای برای آموزش و زمینه ای برای انتقال موسیقی٬ نوعی دگرگونی انقلابی در جامعه موسیقیدانان آن زمان بود. هر گوشه ردیف نامی خاص و
شخصیتی مختص به خود دارد. منشأ پیدایش گوشه ها مختلف اند: برخی از آنها مثل درآمدها٬ نقش مایگی (ُمدال) دارند و به نظر می رسد از سیستم های مقامی موسیقی
هنری مشتق شده باشند. انواع دیگر گوشه ها فقط از راه ملودی خاص خودشان شناخته می شوند. خاستگاه این گوشه ها می تواند انواع موسیقی روستایی٬ شهری و
مذهبی (مانند تعزیه و امثال آن) یا موسیقی دراویش و حماسی (مانند نقالی و موسیقی زورخانه و امثال آن) باشد.
اولین کسانی که به نوشتن ردیف همت کردند غلامرضا مین باشیان (شاگرد و جانشین آلفرد لومر فرانسوی٬ مربی موسیقی نظام در مدرسه دارالفنون)٬ مهدیقلی هدایت و
علینقی وزیری بودند. اولین ردیف چاپ و منتشر شده٬ ردیفی است که به همت موسی معروفی به خط نت نوشته شده است و توسط وزارت فرهنگ و هنر در سال ۱۳۴۲ به چاپ
رسیده است. این کتاب چون با ادغام چند ردیف تألیف شده است٬ گوشه های تکراری زیاد دارد و به همین علت٬ حجم آن بیشتر از حد متعارف است. در دهه ٬۱۳۵۰ ر دیف هایی
توسط استادانی چون شهنازی٬ برومند٬ هرمزی٬ فروتن٬ دوامی و کریمی بر روی نوار ضبط شده و اکنون به صورت آثار و مدارکی گرانبها در دسترس پژوهشگران قرار گرفته است. به
یمن کوشش های بسیاری که از روزگار میرزا عبدالله تاکنون در حفظ و اشاعه این نغمه ها٬ درقالب نظمی به عنوان ردیف صورت گرفته٬ امروز چندین روایت ضبط شده و به نت
درآمده٬ بسان گنجینه هائی از موسیقی ایرانی٬ در دسترس پویندگان و هنرمندان است.

moien-280-228-2

تعویض سیم های سه تار

تعویض سیم های سه تار

– حدود ۸۰ سانتی متر نخ قرقره را با گره زدن یا خیس کردن و یا استفاده از مقدار کمی سریش به دور گوشی می پیچانیم.(در جهت خلاف عقربه های ساعت)
– حدود ۱۲۰ سانتی متر از سیم مورد نظر را جدا کرده ودو سر آن را به صورت زنجیر وار می پیچیم؛البته چندین روش برای حلقه کردن سیم وجود دارد که در اینجا یک روش را توضیح می دهیم. برای این منظور حدود ۵ سانتی متر از سر سیم را روی طول سیم قرار می دهیم، طوریکه یک حلقه درست شود ، بعد با انگشت اشاره و شست حلقه را می فشاریم و با انگشتان دست دیگر شروع به تاباندن سیم می کنیم. باید دقت نمود که سیمها بصورت زنجیر و بهم بافته شوند و یکی تنها بدور دیگری بیچیده نشود. در این قسمت نیز میتوان از دستگاه کوچکی به نام سیم تاب که توسط استاد قنبری مهر طراحی شده هم کمک گرفت. برای اطمینان از گره درست و سالم می توان پس از انداختن سیمها هر کدام را با دست گرفته و کشید تا از باز نشدن آن در ضمن نوازندگی حتم داشته باشیم.در ضمن هر جفت سیم در تار حتما باید از یک قرقره جدا شود.چون این احتمال وجود دارد که جنس سیمهای هر قرقره متفاوت باشد و صدای یک جنسی ندهد. به همین دلیل نیز در صورت پاره شدن و یا آسیب یک سیم, هر دو سیم با هم تعویض میشود.(یک پیشنهاد مفید این است که قبل از گره زدن سیم اصلی , و از انجایی که گره سیم برای کوک ماندن ساز بسیار مهم است, می توان با استفاده از سیمهای کهنه که از روی ساز باز می شود چندین بار گره زدن را تمرین کرد و در نهایت سیم نو را گره زد.)
– یکی از دو سر حلقه شده سیم را که گره ضعیفتری دارد را به نخ قرقره گره می زنیم و سر دیگر که گره حلقه بهتر شده را در سیم گیر قرار می دهیم، سپس در حالیکه گوشی را در جهت خلاف عقربه های ساعت می پیچانیم، با دست دیگر سیم را می کشیم که محکم و در حالت کشش به دور گوشی بسته شود .این کار باعث میشود تا سیم روی گوشی فر نخورد چون در صورت فر خوردن در زمان نوازندگی به آهستگی کوک باز می کند و نوازنده را آزار می دهد. باید توجه داشت که سیم به صورت نامنظم روی گوشی پیچیده شودو به اصطلاح سیم روی سیم بیفتد و خود را محکم کند و در حین نوازندگی کشش سیم کم نشود . اما در دورهای آخر سیم باید در راستای شیار شیطانک بسته شود که سیم از روی گوشی تا شیطانک به صورت صاف قرار گیرد .
– بعد از کوک کردن سیم، چندبار آنرا گرفته و به آرامی به سمت بالا در حدود یک سانتیمتری می کشیم که در این صورت سیم مقداری کش می آید که با کوک کردن مجدد به فرکانس مورد نظر می رسیم .( نکته ایمنی بسیار مهم اینکه به دلیل احتمال پاره شدن سیم در زمان کشیدن سیم برای اطمینان از محکم شدن گره ویا کشش ان برای جا انداختن سیم , صورت خود را در حین اینکار از ساز به حد کافی دور نگاه داریم).
نکته بسیار مهمی قابل ذکر است که در صورت عدم رعایت آن کوک کردن تار یکی از مشکلترین کارهای دنیا میشود و آن اینکه در برخی از موارد هنگام کوک کردن، سیم در شیار شیطانک یا خرک حرکت نرم خود را ندارد و به اصطلاح گیر می کند. در اینگونه موارد باید شیارها را به پودر مخصوص(که خصوصا برای این کار ساخته میشود) یا صابون و یا در دسترس تر از همه پودر مغزی مداد (گرافیت) آغشته کرد تا حرکت سیم در آنها روان شود .این کار چنانچه در مقاله کوک تار نیز گفته ایم باعث ثابت ماندن کوک در حین نوازندگی میشود.
– برای جلوگیری از آسیب رسیدن به پوست و بجا نماندن جای فشار سیمها بروی کاسه تار در انتهای دهنه بزرگ (محلی که سیمهای تارروی کاسه مینشیند ,حد فاصله خرک وسیمگیر)چیزی مثل برشی از کاغذ ، مقوای گلاسه ، تیغ ژیلت ، پوست چند لایه تار ، پوست دف یا چسب کاغذی قرار می دهیم.
یک نکته بسیار مهم این که پس از انداختن سیم ها, سعی کنید ته سیم باقی مانده از گره را با خم و راست کردن از بیخ محل گره بشکنید تا هیچ زایده ای از آن باقی نماند که در حین نوازندگی در مچ دست ایجاد خراش یا زخم کند.از بریدن یا قطع آن هم خوداری کنید ,چون حتما از انتها قطع نمی شود و ته سوزن مانندی باقی می ماند که در دست فرو می رود.
– زمان تعویض سیم بستگی به ساعات تمرین روزانه ، فشار دست نوازنده ، مرغوبیت سیم، رطوبت محیط و … دارد . معمولا سیم ها بعد از مدتی دچار زنگ زدگی ، رنجه شدن در قسمت پشت پرده ها ( در اثر انگشت گذاری ) ، عدم پایداری کوک ، دو صدایی و گز زدن می شوند که در این صورت باید تعویض شوند .این زمان از چند روز برای نوازنده پرتمرین حرفه ای , تا چند ماه برای نوازنده تفننی می تواند متفاوت باشد.

منبع: http://www.raminjazayeri.com

moein-2

سه‌تار از سازهای زهی و مضرابی موسیقی ایرانی

سه‌تار

سه‌تار از سازهای زهی و مضرابی موسیقی ایرانی است که آن را با ناخن انگشت اشارهٔ دست راست می‌نوازند. این ساز، دارای ۴ سیم از جنس های فولاد و برنج می باشد که به موازات دسته، از انتهای کاسه تا سر پنجه (قسمت بالایی دسته) کشیده شده‌اند. سه‌تار بطور معمول دارای۲۵ پردهٔ قابل حرکت از جنس روده‌ی حیوانات یا ابریشم است. سه تار دارای صدایی ظریف بوده و لطافت خاصی در آن نهفته است و گستره صوتی آن ، ۲٫۵ اکتاو می باشد.
در موسیقی دستگاهی ایران استفاده از سه‌تار بسیار رواج دارد؛
نوازندگان سه‌تار برای اجرای آن، در حالت نشسته روی زمین یا صندلی، کاسهٔ ساز را روی ران راست و به گونه ای قرار می دهند که صفحه سه تار عمود بر سطح زمین باشد و با سر انگشتان دست چپ روی دسته سه تار (پشت پرده ها) با روش پوزیسون، انگشت گذاری می‌کنند و با انگشت اشارهٔ دست راست خود به سیم‌ها ضربه می‌رنند. معمولا برای انگشت گذاری دست چپ بر روی دسته ساز، فقط انگشتان اشاره، میانی، حلقه و در بعضی موارد انگشت کوچک دست چپ استفاده می‌شوند اما در آثار استادان، استفاده از انگشت شست برای پرده‌گیری روی سیم بم نیز کاربرد دارد. در حین نوازندگی سه‌تار، می‌توان با زخمه‌زدن نزدیک به خرک، صدا را کمی زبر و خشن کرد؛ و با انجام این کار نزدیک به گلوی ساز، صدایی نرم و ملایم و اصطلاحاً پخته‌تر تولید می‌شود.

دست استاد (1)

تاریخچه سه‌تار:
در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد که سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار دارند و هم‌زمان نواخته می‌شوند و مجموعهٔ آن دو را معمولاً سیم «بم» می‌نامند. با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم دیگر به این ساز را درک کرده و سه‌تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده می‌شود). سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علی شاه به این ساز افزوده است. برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

اجزا سه تار:
سه‌تار دارای دو قسمت کاسه و دسته است. در انتهای دسته، سرپنجه قرار دارد که محل قرارگرفتن گوشی‌هاست.

۱٫ سرپنجه یا جعبه گوشی

۲٫ گوشی‌ها

۳٫ پرده قبل از شیطانک

۴٫ شیطانک

۵٫ پرده‌ها

.۶٫ دسته
۷٫ کاسه

۸٫ صفحه

۹٫ خرک

۱۰٫ سیم‌گیر

۱۱٫ سیم‌ها

سیم‌ها سه تار دارای چهار سیم به این شرح است:

سیم‌های سه‌تار شماره جنس رنگ نام قطر سیم یکم فولاد سفید ۱۸ – ۲۰ میکرون
سیم دوم برنز زرد ۲۰ -۲۲ میکرون سیم سوم فولاد سفید «مشتاق» یا «زنگ» ۱۸ میکرون
سیم چهارم برنز زرد «بم» ۳۵ میکرون کاسه کاسهٔ سه‌تار از نظر ساختاری مانند کاسهٔ عود یا تنبور بوده ولی کوچک‌تر از آنها و با توجه به الگوی ساخت می تواند دایره ای شکل یا گلابی شکل است. درازای کاسه سه‌تار از ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۳ تا ۱۶٫۵سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی متر است و معمولاً کاسه می تواند از جنس چوب توت یا گردو باشد اما صفحه حتما از جنس چوب توت و دسته حتما از جنس چوب گردو ساخته می‌شود. ساختار کاسه، هم می‌تواند یک تراش یک تکه از چوب باشد و هم از ترک‌های جداگانه و به هم چسبیده ساخته شده باشد.

بدنهٔ سه‌تار؛ شامل کاسه، صفحه و خرک (پل روی صفحه). در انتهای کاسه نیز سیم‌گیر قرار دارد.
صفحه:
روی کاسهٔ سه‌تار با تخته‌ای نازک از چوب پوشیده شده است که به آن صفحه گفته می‌شود. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صدا است و معمولا دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد اما در مواردی خاص برای افراد چپ دست، عکس این مورد صادق است.
دسته:
درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است. بعضی از سازندگان برای زیباتر شدن و همچنین برای افزایش عمر مفید ساز، از نوعی استخوان که معمولاً استخوان شتر است برای پوشاندن دسته استفاده می‌کنند.

خرک:

خرک قطعه‌ایست متحرک که روی صفحه و به فاصلهٔ سه انگشت از انتهای کاسه قرار دارد. عرض خرک سه‌تار بین ۵ تا ۶ سانتی‌متر و ارتفاع آن کمتر از ۱ سانتی‌متر بوده و از جنس چوب ساخته می‌شود. سیم‌ها پس از عبور از شیارهای کم‌عمق روی خرک از طول دسته عبور کرده و پس از گذر از زیر پرده شیطانک به گوشی‌ها می‌رسند.
با توجه به نقش خرک در عبوردادن ارتعاشات سیم به صفحه سه تار و برعکس، می باید در ساخت سه تار خرک را روی صفحه رگلاژ کرد تا از کیفیت صدایی ساز کاسته نشود.

سیم‌گیر:
سیم‌گیر در بخش پایانی کاسه ساز قرار دارد و برای نگهداری سیم‌ها استفاده می‌شود. در گذشته سیم‌گیر را بیشتر از جنس استخوان می‌ساختند، اما امروزه نوع چوبی آن معمول‌تر است.
شیطانک:
شیطانک بین قسمت اصلی دسته و پنچهٔ ساز قرار می‌گیرد و جنس آن از استخوان و یا پلاستیک است. کاربرد شیطانک در هدایت و تقسیم‌بندی سیم‌ها در قسمت بالای دسته می‌باشد.
گوشی:
سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با چرخاندن گوشی‌ها می‌توان ساز را کوک کرد.

پرده:

پرده‌ها نخ‌های باریکی از جنس رودهٔ حیوانات و یا نخ های بخیه در جراحی ها هستند که در عرض دستهٔ سه‌تار به صورت سه‌لایی و یا چهارلایی بسته می‌شوند و وظیفهٔ تقسیم‌بندی فواصل موسیقایی را برعهده دارند. تعداد پرده‌ها ۲۶ عدد است که که یکی از آن‌ها قبل از شیطانک بسته می‌شود و فاصلهٔ آن با شیطانک در صدای سه‌تار موثر است.

صدا:

سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجایی که که با گوشه سمت چپ ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی و بعبارتی، “ساز دل” خوانده‌اند. اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای صمیمی احساس می‌کنند.
در حال حاضر، نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، آثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور می‌شد کاملاً متفاوت است. البته می‌بایست اشاره کرد که در سه تار نوازی مدرن تجربه استفاده از مضراب سیمی تجربه‌ای موفق بوده و با ایجاد صدایی شفاف و کریستالی کمک شایانی به گسترش امکانات این ساز عجیب نموده است. اجرای تک سیم‌هایی خاص و همچنین افزایش قدرت اجرای دینامیک‌های مختلف نیز از مزایای استفاده از مضراب سیمی در نوازندگی است.

بستر صوتی:

بستر صوتی سه‌تار از بم ترین نت آن (دو سوم = C3) آغاز شده و در نت «لا»ی بمل بالای خط حامل پایان می‌یابد. بستر صوتی سه‌تار در حالت کوک دو-سل-دو-دو و بدون پردهٔ ر بمل بعد از شیطانک کوک هر چهار سیم سه‌تار می‌توانند توسط گوشی‌هایی که در انتهای دسته تعبیه شده کوک شوند.

کوک سه‌تار:
معمولاً نت دو برای سیم یکم است و بقیه سیم‌ها بر اساس سیم اول کوک می‌شوند. نت ِ دوی مورد استفاده در سه‌تار، در پیانو سی وسط (Middle C) است. نت دو در موسیقی ایرانی معمولاً نیم پرده پایین‌تر از نت دو در موسیقی کلاسیک، و برابر با سی در دیاپازون است. معمولا برای هر دستگاه کوک خاصی در نظر گرفته می‌شود، اما بسته به دستگاه، احساس نوازنده و تم آهنگ مورد نظر می‌تواند متفاوت باشد. عوض شدن کوک ساز در هر دستگاه و آواز در موسیقی ایرانی منجر به عوض شدن حال و هوای آهنگ‌ها می‌شود اما می‌توان با استفاده از کوک ِ معمول دستگاه‌ها و آوازهای مختلف، آهنگ‌های مربوط به دستگاه و یا آوازی دیگر را نواخت.
حالت‌های مختلف کوک:
نامگذاری سیم‌ها برای کوک قراردادی است. به این معنی که لازم نیست کوک سیم همان نت دیاپازون باشد. برای مثال در حالتی که قرار باشد سیم اول روی نت دو کوک شود و سیم دوم روی نت سل، می‌توان هر دو را یک پرده پایین‌تر آورد و سیم اول را روی نت سی‌بمل و سیم دوم را روی نت فا کوک کرد. در موسیقی سنتی ایران می‌توان هر دستگاه را با کوک‌های مختلف اجرا کرد که در اینجا متداول‌ترین آنها معرفی می‌شود. حالت‌های کلی کوک حالت سیم و نوع صدا سیم ۱ سیم ۲ سیم ۳ سیم ۴ صدای ریز با سیم‌های سفت و کشیده دو سل دو دو سیم‌ها دو نیم‌پرده بم‌تر کوک شوند سی‌بمل فا سی‌بمل سی‌بمل سیم‌ها سه نیم‌پرده بم تر کوک شوند لا می لا لا به علت پایین‌تر بودن نت دو در موسیقی سنتی ایرانی نسبت به موسیقی کلاسیک به میزان یک پرده، کوک ِ «سی بمل، فا، سی بمل، سی بمل» همان کوک ِ «دو، سل، دو، دو» شناخته می‌شود.

در انتها لازم به توضیح است که این مقاله از منبع :   http://www.3tar.blogfa.com/     تهیه گردیده و چون نیاز به اصلاحاتی وجود داشت اصلاحات انجام و منتشر گردیده است.