ردیفهای موسيقی ایرانی
جوهره اصلی موسيقی کلاسيک ایرانی را که قدمتی هزار ساله دارد باید در ردیف های مختلف موسيقای به ارث رسيده از استادان این هنر جستجو کرد. « رپرتوار موسيقي
كلاسيك ايراني٬ همراه با نظم و ترتيب سنتي آن٬ «ردیف ناميده می شود. برخلاف رپرتوار موسيقی کلاسيک غربی٬ که هر بخش آن را آهنگ ساز خاصی ساخته است و به
همان صورتی که در آغاز تصنيف شده اجرا می شود٬ ردیف مجموعه ملودی های سنّتی است که نوازندگان و موسيقيدانان در زمان های گوناگون جمع آوری کرده اند. بسياری از
این ملودی ها به مایه های موسيقی شهری و روستائی باز می گردد هرچند با گذشت زمان منشأ و خاستگاه آنها فراموش شده است.
ملودی های موسيقی ایرانی از اواسط قرن سيزدهم هجری شمسی تحت عنوان ردیف نظم و ترتيب یافتند و راه تدریس موسيقی ایرانی را که رونقی تازه گرفته بود هموار کردند.
پيش از این تاریخ هر موسيقيدانی مجموعه ای از ملودی ها را به خاطر داشت و از آنها در اجرا یا تعليم شاگردانش بهره می جست. کهن ترین ردیف ها ساخته دو استاد بزرگ
موسيقی ایرانی ميرزا عبدالله و آقا حسينقلی است. این دو برادر همه عمر با اعتقاد و پشتکاری بی نظير به تدریس ردیف های خویش گذراندند و ارزنده ترین موسيقيدانان و
نوازندگان نسل بعد از خود را تربيت کردند.
ردیف های استاد سه تار٬ ميرزا عبدالله (1297­1222 هجری شمسی)٬ که حدود 250 قطعه (گوشه) است٬ در هفت مجموعة بزرگ (دستگاه: شور٬ ماهور٬ همایون٬ سه گاه٬
چهارگاه٬ راست پنجگاه و نوا) و پنج مجموعة کوچک تر و ساده تر (آواز: بيات ترک٬ افشاری٬ ابوعطا٬ دشتی و اصفهان) تنظيم شده. این نظم و ترتيب در تمام ردیف های بعدی نيز
یکسان است. اما تعداد گوشه ها و نامگذاری آنها کم و بيش ممکن است متفاوت باشد. برای مثال استاد آواِز قرن حاضر٬ محمود کریمی٬ ردیفی را با 145 گوشه به یادگار گذاشته
که به نظر می رسد تاکنون بيشترین تعداد گوشه در هر ردیف آوازی است. سبب فزونی گوشه ها در ردیف تار و سه تار نسبت به آواز٬ آن است که ردیف تار و سه تار علاوه بر دارا
بودن تمام گوشه های آوازی٬ گوشه هایی مختص به ساز نيز دارد٬ مانند چهار مضراب ها٬ رنگ ها و گوشه هایی مانند بسته نگار و مجلس افروز.
شکل گيری ردیف یا خانوادة موسيقی دانانی شروع می شود که نوازندگان تار و سه تار بودند و از همين رو ردیف های اوليه بسيار وابسته و مأنوس با خصوصيات تکنيکی این دو
سازاند. افزون براین٬ چون روش استفاده از مضراب در سه تار اهميّت بسيار دارد٬ ملودی های ردیف – که در اصل بيشترشان مختص آواز است – در ترکيب با سازهای مضرابی و
تحت تأثير تکنيک آنها نظم بيشتری یافتند. این ملودی ها به دست موسيقی دانانی متبحر – که روشی هدفمندانه در جمع آوری ملودی ها به کار می بردند و طبعی ظریف
داشتند – به صورت بسيار دقيق و حساب شده در قالب یک موسيقی جدی و سامان یافته ریخته شد.
پيدایش ردیف به عنوان وسيله ای برای آموزش و زمينه ای برای انتقال موسيقی٬ نوعی دگرگونی انقلابی در جامعة موسيقيدانان آن زمان بود. هر گوشه ردیف نامی خاص و
شخصيتی مختص به خود دارد. منشأ پيدایش گوشه ها مختلف اند: برخی از آنها مثل درآمدها٬ نقش مایگی (ُمدال) دارند و به نظر می رسد از سيستم های مقامی موسيقی
هنری مشتق شده باشند. انواع دیگر گوشه ها فقط از راه ملودی خاص خودشان شناخته می شوند. خاستگاه این گوشه ها می تواند انواع موسيقی روستایی٬ شهری و
مذهبی (مانند تعزیه و امثال آن) یا موسيقی دراویش و حماسی (مانند نقالی و موسيقی زورخانه و امثال آن) باشد.
اولين کسانی که به نوشتن ردیف همت کردند غلامرضا مين باشيان (شاگرد و جانشين آلفرد لومر فرانسوی٬ مربی موسيقی نظام در مدرسة دارالفنون)٬ مهدیقلی هدایت و
علينقی وزیری بودند. اولين ردیف چاپ و منتشر شده٬ ردیفی است که به همت موسی معروفی به خط نت نوشته شده است و توسط وزارت فرهنگ و هنر در سال 1342 به چاپ
رسيده است. این کتاب چون با ادغام چند ردیف تأليف شده است٬ گوشه های تکراری زیاد دارد و به همين علت٬ حجم آن بيشتر از حد متعارف است. در دهه ٬1350 ر دیف هایی
توسط استادانی چون شهنازی٬ برومند٬ هرمزی٬ فروتن٬ دوامی و کریمی بر روی نوار ضبط شده و اکنون به صورت آثار و مدارکی گرانبها در دسترس پژوهشگران قرار گرفته است. به
یمن کوشش های بسياری که از روزگار ميرزا عبدالله تاکنون در حفظ و اشاعة این نغمه ها٬ درقالب نظمی به عنوان ردیف صورت گرفته٬ امروز چندین روایت ضبط شده و به نت
درآمده٬ بسان گنجينه هائی از موسيقی ایرانی٬ در دسترس پویندگان و هنرمندان است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید